bronchitis

base info - اطلاعات اولیه

bronchitis - برونشیت

noun - اسم

/brɑːŋˈkaɪtɪs/

UK :

/brɒŋˈkaɪtɪs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bronchitis] در گوگل
description - توضیح
  • an illness that affects your bronchial tubes and makes you cough


    بیماری که لوله های برونش شما را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث سرفه می شود

  • an illness in which the bronchial tubes become infected and swollen, resulting in coughing and difficulty in breathing


    بیماری که در آن لوله های برونش عفونی و متورم می شوند و منجر به سرفه و مشکل در تنفس می شود.

  • an illness in which the air passages between the windpipe (= tube in the throat) and the lungs become infected and swollen, resulting in coughing and difficulty in breathing


    بیماری که در آن مجرای هوا بین نای (= لوله در گلو) و ریه ها عفونی و متورم می شود و در نتیجه سرفه و مشکل در تنفس ایجاد می شود.

  • Consultation rates for acute bronchitis have continued to increase but are still lower than the same time last year.


    نرخ مشاوره برای برونشیت حاد همچنان در حال افزایش است، اما همچنان نسبت به زمان مشابه در سال گذشته کمتر است.

  • Asthma / bronchitis claims jump 75 %; sprains / strains are 34. 6 % higher.


    افزایش 75 درصدی ادعاهای آسم/ برونشیت؛ رگ به رگ شدن / سویه ها 34.6 درصد بیشتر است.

  • This also cleared, only to develop into bronchitis, which slowed down my activities considerably.


    این نیز از بین رفت، اما به برونشیت تبدیل شد، که به طور قابل توجهی فعالیت های من را کند کرد.

  • If she carried on lying down all the time she might develop congestion of the lungs, bronchitis, even pneumonia.


    اگر او همیشه دراز کشیده باشد، ممکن است دچار احتقان ریه، برونشیت، حتی ذات الریه شود.

  • Tussive syncope, which usually occurs in the context of bronchitis, consists of loss of consciousness with vigorous coughing.


    سنکوپ توسیو، که معمولا در زمینه برونشیت رخ می دهد، شامل از دست دادن هوشیاری همراه با سرفه های شدید است.

  • The anthelmintics available for the treatment of bovine parasitic bronchitis are the modern benzimidazoles, levamisole or ivermectin.


    داروهای ضد کرم موجود برای درمان برونشیت انگلی گاوی، بنزیمیدازول‌های مدرن، لوامیزول یا ایورمکتین هستند.

  • He was also frequently ill with bronchitis and colds, adding to the stress.


    او همچنین به طور مکرر مبتلا به برونشیت و سرماخوردگی بود که بر استرس می افزود.

example - مثال
  • He was suffering from chronic bronchitis.


    او از برونشیت مزمن رنج می برد.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

giants

لغت پیشنهادی

they’ll

لغت پیشنهادی

custom