bubbly
bubbly - حباب دار
adjective - صفت
UK :
US :
همیشه شاد، صمیمی و مشتاق انجام کارها
پر از حباب
champagne
شامپاین
(مخصوصاً از یک زن یا دختر) به طرز جذابی سرشار از انرژی و اشتیاق
شامپاین (= نوشیدنی الکلی سفید یا صورتی گران قیمت با حباب)
filled with bubbles
حبابی نیز به معنای بسیار پرانرژی و دلپذیر است
در دمای 350 درجه بپزید تا داغ و حباب دار شود، 20 تا 25 دقیقه.
4 قاشق غذاخوری کره یا مارگارین را در یک قابلمه کوچک آب کنید. شکر قهوه ای را هم بزنید؛ حرارت دهید تا حبابی شود.
در ظرف 1 لیتری بریزید، پنیر را روی آن ریخته و به مدت 25 تا 30 دقیقه یا تا زمانی که قهوه ای و حباب دار شود بپزید.
Pour into 1 quart casserole dish top with cheese and bake for 25 to 30 minutes or until brown and bubbly.
به طور معمول حبابی و متحرک، خسته و کار زیاد به نظر می رسید.
عمه آلیشیا در سارا کوچولو آرامش پیدا کرد، به همان اندازه که برادرزادهاش بود.
او مایع حبابدار را نوشید و لیوان را به آدرین داد که نزدیک او نشست.
من شخصیت حبابی انجی را دوست دارم.
I like Angie's bubbly personality.
من یک حمام آب گرم خوب می خواهم.
Julie’s bright bubbly personality
شخصیت درخشان و حبابی جولی
او یک پسر واقعاً حبابباز و برونگرا است که عاشق بازیگری است.
او یک شخصیت بسیار حبابی است.
بیایید برای جشن گرفتن یک بطری حباب باز کنیم.
a bubbly personality
یک شخصیت حبابی
fizzy
گازدار
carbonated
جوشان
effervescent
درخشان
sparkling
هوادهی شده
aerated
کف آلود
foamy
حباب زدن
frothy
spumante
bubbling
سادسی
gassy
موس
spumante
فریزانته
sudsy
کفی
mousseux
پرل-
frizzante
شوم-
lathery
کف کردن
Perl-
خامه ای
Schaum-
صابونی
fizzing
مخمری
foaming
اسپومی
creamy
غلیظ
soapy
بارمی
yeasty
گازی
spumy
شلاق زده
spumous
هم زد
spumescent
جوشیدن
barmy
غلیان
gaseous
whipped
whisked
ebullient
seething
boiling
تخت
هنوز
inactive
غیر فعال
lifeless
بی جان
listless
بی حال
noncarbonated
غیر گازدار
مرده
sleepy
خواب آلود
خواب
dull
کدر
ضعیف
stale
کهنه
uncarbonated
بدون گاز
جدی
sober
هوشیار
unenthusiastic
غیر مشتاق
spiritless
بی روح
lazy
تنبل
ساکت
lethargic
ناامید
dispirited
کلافه کننده
sluggish
somberUS
tiresome
سخت گیری
somberUS
زمزمه
drudging
بی تفاوت
humdrum
خواب آور
apathetic
بی روحیه
soporific
آهسته. تدریجی
unspirited
غیر تحریک کننده
unstimulating
