cinematic
cinematic - سینمایی
adjective - صفت
UK :
US :
relating to films
مربوط به فیلم ها
مربوط به سینما
Accurately, though unfairly, contemporary critics of the Futurists denounced them with the vindictive labels: photographic, cinematic.
به طور دقیق، هرچند ناعادلانه، منتقدان معاصر آیندهگرایان آنها را با برچسبهای کینه توزانه محکوم کردند: عکاسی، سینمایی.
این رویکرد نسبتاً سینمایی به فضای رمز و راز و هیجان می افزاید.
پایان یک فیلم پلیسی با استفاده از مونتاژ عکس در فیلم خبری و پیاده روی نلسون ماندلا است.
اکشن ماجراجویی سریع با شما در مرکز برخی از جلوه های سینمایی خیره کننده.
Some have even questioned its right to be called a masterpiece by condemning Welles' self-conscious bid for cinematic immortality.
برخی حتی با محکوم کردن تلاش خودآگاه ولز برای جاودانگی سینمایی، حق آن را برای شاهکار خواندن زیر سوال برده اند.
The movie does have one cinematic innovation: There is a joke in the trailer that is not in the film.
این فیلم یک نوآوری سینمایی دارد: یک شوخی در تریلر وجود دارد که در فیلم نیست.
In an otherwise straight forward story director George provides a couple of stunning cinematic moments.
در یک داستان سرراست، کارگردان جورج چند لحظه سینمایی خیره کننده ارائه می دهد.
آیزنشتاین تکنیک های سینمایی را ابداع کرد که امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیرند.
filmic
فیلمی
photographic
عکاسی
filmmaking
فیلمسازی
movielike
شبیه فیلم
moviemaking
ساخت فیلم
realistic
واقع بین
طبیعی
faithful
با ایمان
graphic
گرافیکی
authentic
معتبر
دقیق
naturalistic
طبیعت گرایانه
vivid
واضح
undistorted
تحریف نشده
naturalist
طبیعت شناس
three-dimensional
سه بعدی
نزدیک
precise
زندگي كردن
عکس واقع گرایانه
photo-realistic
متقاعد کننده
convincing
نمایندگی
صحبت كردن
representational
قابل باور
credible
نماینده
speaking
واقعی
believable
اصلی
واقعی به زندگی
factual
true-to-life
unrealistic
غیر واقعی
nonnatural
غیر طبیعی
nonrealistic
unnatural