denunciation
denunciation - محکوم کردن
noun - اسم
UK :
US :
یک بیانیه عمومی که در آن از کسی یا چیزی انتقاد می کنید
انتقاد عمومی از چیزی یا کسی
عمل متهم کردن کسی در ملاء عام به چیزی بد
یک انتقاد قوی و عمومی
نسخه های او را فقط می توان از تقبیح هایش استنباط کرد.
His lengthy memos to elected officials and bureaucrats contain scathing denunciations of both past and present government practices.
یادداشتهای طولانی او به مقامات منتخب و بوروکراتها حاوی نکوهشهای کوبندهای از اقدامات دولت گذشته و کنونی است.
But he is angriest at and reserves his strongest denunciation for the intelligentsia, whom he accuses of sycophantic devotion to Yeltsin.
اما او از همه عصبانی است و شدیدترین انتقاد خود را برای روشنفکران محفوظ میدارد که آنها را به ارادت مومنانه به یلتسین متهم میکند.
To the degree that we accept such rituals without denunciation, we are colluding in the further subjugation of illiterate adults.
به میزانی که ما چنین مراسمی را بدون تقبیح می پذیریم، در انقیاد بیشتر بزرگسالان بی سواد تبانی می کنیم.
اسقف با عصبانیت سیاست های دولت را محکوم کرد.
همه احزاب در محکومیت شدید تروریست ها به یکدیگر پیوستند.
وی در سخنرانی خود سیاست دولت را به شدت محکوم کرد.
محکومیت عمومی سیستم فاسد
محکوم کردن او به عنوان یک خائن
او فاشیسم را محکوم کرد.
condemnation
محکومیت
accusation
اتهام
censure
انتقاد
ترکیب
commination
محکوم کردن
denouncement
پاکسازی
excoriation
پیامد
ناخوشایند
invective
مظلومیت
objurgation
rebuke
rebuke
توبیخ
reprimand
سرزنش
reproach
چوب
reproof
انگ انگ زدن انگلستان
انگ ایالات متحده
stigmatisationUK
سخت گیری
stigmatizationUS
برق زدگی
stricture
جرم انگاری
castigation
تلقین
fulmination
اعلام جرم
incrimination
ناسزا
inculpation
پند
indictment
محاکمه
obloquy
سرزنش کردن
admonition
ترور شخصیت
arraignment
شارژ
فحش دادن
character assassination
لعنتی
cursing
damning
citation
نقل قول
commendation
ستایش
endorsement
تایید
indorsement
تاییدیه
appreciation
قدردانی
تصویب
compliment
تعریف و تمجید
exculpation
تبرئه
exoneration
چاپلوسی
flattery
تحریم
praise
توصیه
تشویق
acquittal
حمایت کردن
favourUK
encouragement
موافقت رسمی
طرفدار ایالات متحده
favourUK
هماهنگی
approbation
صلح
favorUS
عفو
harmony
آزاد کردن
توافق
ratification
پذیرش - پذیرفته شدن
absolution
شادی
freeing
عقب نشینی
سلامتی
acceptance
پسندیدن
happiness
retreat
laudation
