opportunist
opportunist - فرصت طلب
adjective - صفت
UK :
US :
someone who uses every opportunity to gain power money or unfair advantages – used to show disapproval
کسی که از هر فرصتی برای به دست آوردن قدرت، پول یا مزایای ناعادلانه استفاده می کند - برای نشان دادن مخالفت استفاده می شود
کسی که مرتکب جرم می شود به این دلیل که فرصت دارد و نه به این دلیل که برای آن برنامه ریزی کرده است
شخص یا سازمانی که حاضر است از هر فرصتی برای کسب مزیت یا کسب درآمد استفاده کند
کسی که سعی می کند در هر موقعیتی قدرت یا مزیتی به دست آورد
استفاده از موقعیت برای بدست آوردن قدرت یا مزیت
a person who takes advantage of every chance for success without thinking about the effects on other people
فردی که از هر فرصتی برای موفقیت استفاده می کند بدون اینکه به تأثیر آن بر دیگران فکر کند
به سختی می توان گفت که آیا او واقعاً می خواهد به می کمک کند یا فقط یک فرصت طلب است.
Some of the crime is committed by opportunists who wander into students rooms and take cash and credit cards.
برخی از جنایات توسط افراد فرصت طلبی انجام می شود که در اتاق های دانشجویی سرگردان می شوند و پول نقد و کارت های اعتباری می گیرند.
زمانی که شرکت مالی شروع به شکست کرد، چند فرصت طلب توانستند از آن پول بیشتری به دست آورند.
The herring gulls are local resident birds, and great opportunists, able to change their feeding habits to whatever is available.
شاه ماهی پرندگان ساکن محلی و فرصت طلبان بزرگی هستند که می توانند عادات غذایی خود را به هر آنچه در دسترس است تغییر دهند.
The ships have gone and so has the Black Rat, but the opportunist Brown Rat remains a threat ashore.
کشتیها و موش سیاه رفتهاند، اما موش قهوهای فرصتطلب همچنان یک تهدید در ساحل است.
اساساً دو نوع دزد وجود دارد: فرصت طلب و حرفه ای.
زنی که با او صحبت کرده بودم مستقیماً مسئول تصمیم گیری در مورد اینکه چه چیزی به فرصت طلب پرداخت می شود، بود.
به فرصت طلب چیزی گفته شد که سزاوار دانستن او بود: هیچ چیز.
اپورتونیست نیز شایسته تشویق بود.
an unethical opportunist
یک فرصت طلب غیراخلاقی
an opportunist crime
جنایت فرصت طلبانه
اسمیت اولین بازی خود را با یک گل فرصت طلبانه رقم زد.
او به عنوان یک فرصت طلب بی رحم معرفی شد که در هر فرصتی از تبلیغات سوء استفاده می کرد.
این سرقت احتمالا توسط یک دزد فرصت طلب انجام شده است که متوجه باز بودن در شده است.
همیشه فرصت طلبانی وجود خواهند داشت که آماده بازی با ترس ها و تعصبات عمومی هستند.
تیم ما خیلی فرصت طلب بود و از اشتباهاتش استفاده کرد.
او به عنوان یک فرصت طلب بی رحم معرفی شد.
این شرکت هواپیمایی نگران احتمال اعتصابات فرصت طلبانه کارکنان است.
altruist
نوع دوست
benefactor
خیر
philanthropist
انسان دوست
