hen
hen - مرغ
noun - اسم
UK :
US :
یک مرغ ماده بالغ
یک پرنده ماده کاملاً رشد کرده
یک مرغ ماده بالغ که اغلب برای تخم هایش نگهداری می شود
ماده هر پرنده
a woman who is going to get married soon when she is at a hen party (= a party with her women friends to celebrate this)
زنی که قرار است به زودی ازدواج کند، وقتی در مهمانی مرغ است (= مهمانی با دوستان زنش برای جشن گرفتن این جشن)
به عنوان راهی برای صحبت با یک زن یا دختر، به ویژه یک دوست استفاده می شود
یک مرغ ماده بالغ که اغلب برای تخم هایش نگهداری می شود یا ماده هر پرنده ای
یکی از عوامل متفاوت با مرغ ها سن است.
راولی قد کوتاه و فریب خورده، مانند یک مرغ شکار پر جنب و جوش است، با توانگ اوکلاهما مطالعه شده.
داخل جوجه ران - پایه های تخت مشبک که با ریسمان عدل بسته شده اند - مرغ ها در یخچال لانه کرده اند.
مرغ خرطومی همچنین کمترین مهاجرت را در بین این سه گونه دارد و بیشتر قادر به تحمل سرما است.
بیرون، فریادهای تک به گوش می رسید - غرغر تهدیدآمیز از چندین صدا با هم - مرغ ها جیغ می زنند.
جوجه
poultry
طیور
chick
مرغ
fowl
خفه کردن
chook
خروس
rooster
بانتی
cockerel
مناقصه
banty
کپون
biddy
cock-a-doodle-do
capon
پاشنه پا
cock-a-doodle-do
پولت
heeler
سرسری
pullet
پرنده
bantam
مرغ جنگلی
مرغ انباری
junglefowl
اردک
barnyard fowl
قرقاول
duck
غاز
pheasant
بوقلمون
goose
بازی
turkey
مرغ اهلی
birdie
دوست پردار
کبوتر
domestic fowl
غازها
feathered friend
کبک
pigeon
بلدرچین
geese
باقرقره
partridge
پرنده آوازخوان
quail
grouse
songbird
