migrated
migrated - مهاجرت کرد
N/A - N/A
UK :
US :
ماضی ساده و ماضی از مهاجرت
هنگامی که یک حیوان مهاجرت می کند، معمولاً زمانی که فصل تغییر می کند، به مکان دیگری سفر می کند
اگر مردم مهاجرت کنند، تعداد زیادی به مکان جدیدی برای زندگی موقت سفر می کنند
برای حرکت از یک مکان به مکان دیگر
برای شروع استفاده از یک سیستم کامپیوتری جدید یا انتقال اطلاعات از یک نوع سیستم به نوع دیگر
این حیوانات سالانه در جستجوی غذا مهاجرت می کنند.
در ماه سپتامبر، این پرندگان 2000 مایلی جنوب به سمت آب و هوای گرمتر مهاجرت می کنند.
کارگران مزرعه مکزیکی هر ساله برای یافتن کار در زمان برداشت به ایالات متحده مهاجرت می کنند.
تجارت از مغازه های محلی به فروشگاه های زنجیره ای بزرگتر مهاجرت کرده است.
مهاجرت به ویندوز XP نباید برای شما مشکلی ایجاد کند.
relocated
نقل مکان کرد
moved
مهاجرت کرد
emigrated
اسکان داده شد
resettled
جدا شده
immigrated
حذف شده
defected
خانه نقل مکان کرد
removed
به خارج از کشور رفت
moved house
به خارج از کشور رفته
went abroad
چوب های بالا
gone abroad
سهام را بالا کشید
went overseas
ترک کردن
gone overseas
استعفا داد
upped sticks
جابجا شد
pulled up stakes
منتقل شده
سفر کرد انگلستان
quitted
به ایالات متحده سفر کرد
shifted
رفت
transferred
ترک کرد
travelledUK
دور شد
traveledUS
تغییر محل سکونت
departed
چمدان هایت را بست
به خارج از کشور نقل مکان کرد
moved away
اردو زد
changed residence
منتقل شد
packed your bags
بال زدن
moved abroad
شکاف
decamped
تخلیه شد
transmigrated
flitted
evacuated