app

base info - اطلاعات اولیه

app - برنامه

noun - اسم

/æp/

UK :

/æp/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [app] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • You first need to install the app on your device.


    ابتدا باید برنامه را روی دستگاه خود نصب کنید.

  • to download/launch an app


    برای دانلود/راه اندازی یک برنامه

  • to build/develop an app


    برای ساخت / توسعه یک برنامه

  • Have you got the dictionary app on your phone?


    آیا برنامه دیکشنری را روی گوشی خود دارید؟

  • Gaming today is all about mobile app downloads.


    بازی امروز همه چیز در مورد دانلود برنامه های تلفن همراه است.

  • app developers


    توسعه دهندگان برنامه

  • The app is available on/in the app store.


    این برنامه در / در فروشگاه برنامه در دسترس است.

  • a database app


    یک برنامه پایگاه داده

  • You can run an app on your PC that will find the files and burn them to a CD.


    می‌توانید برنامه‌ای را روی رایانه شخصی خود اجرا کنید که فایل‌ها را پیدا کرده و روی سی‌دی رایت می‌کند.

  • There are apps for everything from learning a language to booking cinema tickets.


    برنامه‌هایی برای همه چیز وجود دارد، از یادگیری زبان گرفته تا رزرو بلیط سینما.

  • Chicken souvlaki makes a nice refreshing app.


    سوولاکی مرغ یک برنامه خوب و با طراوت می سازد.

  • After plugging the unit into your wired network you run a little app on your PC that searches the network to locate the camera.


    پس از وصل کردن دستگاه به شبکه سیمی خود، یک برنامه کوچک را روی رایانه شخصی خود اجرا می کنید که شبکه را جستجو می کند تا دوربین را پیدا کند.

  • There are apps for everything from learning Swedish to booking cinema tickets.


    برای همه چیز، از یادگیری زبان سوئدی گرفته تا رزرو بلیط سینما، برنامه‌هایی وجود دارد.

synonyms - مترادف

  • نرم افزار

  • programUS


    programUS

  • programmeUK


    programmeUK


  • کاربرد


  • تولید - محصول


  • سیستم

  • courseware


    دوره آموزشی

  • freeware


    نرم افزار رایگان

  • groupware


    گروه افزار


  • شبکه


  • سکو

  • shareware


    ابزار اشتراک

  • spreadsheet


    صفحه گسترده

  • vaporware


    دستگاه بخار


  • برنامه کامپیوتری


  • سیستم عامل


  • نرم افزار کاربردی

  • bundled software


    نرم افزار همراه


  • نرم افزار ارائه

  • productivity software


    نرم افزار بهره وری

  • systems software


    نرم افزار سیستم ها


  • سیستم مدیریت فایل


  • بسته بندی


  • روال

  • browser


    مرورگر


  • مشتری

  • interface


    رابط

  • suite


    سوئیت

  • plug-in


    پلاگین


  • راننده

  • sequencer


    ترتیب دهنده

antonyms - متضاد
  • hardware


    سخت افزار

لغت پیشنهادی

wearable

لغت پیشنهادی

meaty

لغت پیشنهادی

stat