wheelchair
wheelchair - ویلچر
noun - اسم
UK :
US :
یک صندلی چرخ دار که توسط افرادی که نمی توانند راه بروند استفاده می شود
صندلی چرخ دار که افرادی که قادر به راه رفتن نیستند برای جابجایی از آن استفاده می کنند
یک شب مردی با ویلچر ظاهر شد.
با وجود محدود بودن به ویلچر، او شادابی خود را حفظ می کند و زمانی که ساسکس وارویک شایر را بازی می کرد همیشه در هاو بود.
Despite being restricted to a wheelchair he retains his cheerfulness and was always at Hove when Sussex played Warwickshire.
ویلچر و سایر تجهیزات او که از کمک های اهدایی به مرکز توانبخشی خریداری شده بود، 1175 دلار هزینه داشت.
همچنین برای تهیه ویلچر و سینت سایزر به بودجه نیاز است.
او به صندلی چرخدار عقب می نشیند.
با عجله خودش را از روی ویلچر بلند کرد.
پل دستبند به ویلچر بسته شده است.
در شهر، او با ویلچر رفت و آمد می کند.
اگر روی ویلچر هستید، رفت و آمد در اطراف ممکن است سخت باشد.
تونی ویلچرش را از پشت میز بیرون آورد.
آیا هتل دسترسی به ویلچر دارد؟
دسترسی بهتر برای کاربران ویلچر
او پس از تصادف روی ویلچر نشسته است.
He spent the last ten years of his life in a wheelchair after a fall that left him paralysed from the waist down.
او ده سال آخر عمرش را پس از سقوطی که از کمر به پایین فلج کرد، روی ویلچر گذراند.
ساختمان از نظر دسترسی ویلچر چندان خوب طراحی نشده است.