rugged
rugged - ناهموار
adjective - صفت
UK :
US :
زمینی که ناهموار است ناهموار و ناهموار است
مردی که ناهموار است خوش قیافه است و ویژگی های قوی دارد که اغلب کامل نیستند
وسیله نقلیه یا قطعه ای از تجهیزاتی که ناهموار هستند، محکم ساخته شده اند و به راحتی شکسته نمی شوند
رفتار خشن با اعتماد به نفس و مصمم است اما همیشه مؤدبانه نیست
(از زمین) وحشی و نه حتی; سفر کردن آسان نیست
قوی و ساده؛ ظریف نیست
اگر صورت مردی ناهموار باشد، قوی و جذاب شکل می گیرد
قوی یا قدرتمند؛ ظریف نیست
اگر صورت مردی را ناهموار توصیف می کنید، به این معناست که آن چهره قوی و خشن است
(از زمین) ناهموار و وحشی; سفر کردن آسان نیست
خط ساحلی ناهموار و خشن است.
سپس به یک خانه ییلاقی نقل مکان کردیم که کمی دور از دید خط ساحلی ناهموار بود.
آن ظاهر زیبای خشن او را تحسین می کرد.
a rugged individual
یک فرد خشن
او مناظر ناهموار غرب را دوست داشت.
There are no high-powered radio or television stations, and only a few electric-power transmission lines crisscross the rugged landscape.
هیچ ایستگاه رادیویی یا تلویزیونی پرقدرتی وجود ندارد و تنها چند خط انتقال برق از چشمانداز ناهموار عبور میکنند.
بالای داربست، دو تیپ مردانه ناهموار برای زنان سوت می زدند.
عرضه ملی ما از مواد رهبری نظامی ناهموار و درجه یک باید از قبل خراب شده باشد.
یک دوچرخه کوهستانی ناهموار
او بدنه محکمی داشت و شبیه یک بازیکن خشن به نظر می رسید.
There you will meet a tall rugged stranger taking his car engine to bits with no hope of reassembling it.
در آنجا با غریبه ای قدبلند و ناهموار روبرو می شوید که موتور ماشینش را بدون هیچ امیدی به مونتاژ مجدد آن تکه تکه می کند.
rugged cliffs
صخره های ناهموار
حومه اطراف اینجا بسیار ناهموار است.
آنها زیبایی ناهموار خط ساحلی را تحسین می کردند.
قیافه زیبای خشن او جذب او شده بود.
a rugged individualist
یک فردگرای خشن
یک وسیله نقلیه کمتر ناهموار هرگز این سفر را انجام نمی داد.
rugged outdoor clothing
لباس های ناهموار در فضای باز
rugged landscape/terrain/hills/cliffs
چشم انداز ناهموار / زمین / تپه ها / صخره ها
جیپ ها خودروهای ناهمواری هستند که برای شرایط سخت طراحی شده اند.
او به ظاهر زیبای ناهموار او افتاد.
rugged individualism
فردگرایی خشن
rugged good looks
ناهموار ظاهر خوب
rugged terrain/cliffs
زمین ناهموار / صخره ها
خشن
uneven
ناهموار. ناجور
jagged
ناهموار
irregular
بی رویه
ragged
ژنده پوش
bumpy
برآمده
شکسته شده
coarse
درشت
rocky
سنگی
lumpy
توده ای
scraggy
خراشیده
craggy
سنگلاخ
pebbly
سنگریزه
roughened
خشن شده
stony
حفره دار
pitted
بدون سطح
unlevel
نابسامان
asperous
تپه ای
hilly
کوهستانی
mountainous
پوسته دار
scabrous
ناصاف
unsmooth
چین خورده
wrinkled
شیار شده
furrowed
سریع
precipitous
chiselledUK
roughhewn
chiseledUS
chiselledUK
چرمی
chiseledUS
تیز
leathery
دارای ویژگی های قوی
strong-featured
صاف
زوج
مرحله
تخت
سطح
delicate
ظریف
gentle
ملایم
بسیار
refined
تصفیه شده
منظم
unbroken
ناشکسته
unmarked
بدون علامت
youthful
جوان
calm
آرام
courteous
مودب
در حد متوسط
خوب
rolling
متحرک
کم اهمیت
پیچیده
کوچک
flush
فلاش
planar
مسطح
leveledUS
سطح بندی شده آمریکا
levelledUK
سطح بندی شده انگلستان
لباس فرم
horizontal
افقی
درست است، واقعی
planate
پلات دار
homaloidal
همالوئیدی
نرم
