rugged

base info - اطلاعات اولیه

rugged - ناهموار

adjective - صفت

/ˈrʌɡɪd/

UK :

/ˈrʌɡɪd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rugged] در گوگل
description - توضیح
  • land that is rugged is rough and uneven


    زمینی که ناهموار است ناهموار و ناهموار است

  • a man who is rugged is good-looking and has strong features which are often not perfect


    مردی که ناهموار است خوش قیافه است و ویژگی های قوی دارد که اغلب کامل نیستند


  • وسیله نقلیه یا قطعه ای از تجهیزاتی که ناهموار هستند، محکم ساخته شده اند و به راحتی شکسته نمی شوند

  • rugged behaviour is confident and determined but not always polite


    رفتار خشن با اعتماد به نفس و مصمم است اما همیشه مؤدبانه نیست

  • (of land) wild and not even; not easy to travel over


    (از زمین) وحشی و نه حتی; سفر کردن آسان نیست

  • strong and simple; not delicate


    قوی و ساده؛ ظریف نیست

  • If a man's face is rugged, it is strongly and attractively formed


    اگر صورت مردی ناهموار باشد، قوی و جذاب شکل می گیرد

  • strong or powerful; not delicate


    قوی یا قدرتمند؛ ظریف نیست

  • If you describe a man’s face as rugged, you mean it is strong and rough


    اگر صورت مردی را ناهموار توصیف می کنید، به این معناست که آن چهره قوی و خشن است

  • (of land) uneven and wild; not easy to travel over


    (از زمین) ناهموار و وحشی; سفر کردن آسان نیست

  • The coastline is rugged and harsh.


    خط ساحلی ناهموار و خشن است.

  • Then we moved to a bungalow, marginally out of sight of the rugged coastline.


    سپس به یک خانه ییلاقی نقل مکان کردیم که کمی دور از دید خط ساحلی ناهموار بود.

  • Ann admired his rugged good looks.


    آن ظاهر زیبای خشن او را تحسین می کرد.

  • a rugged individual


    یک فرد خشن

  • He loved the rugged landscape of the West.


    او مناظر ناهموار غرب را دوست داشت.

  • There are no high-powered radio or television stations, and only a few electric-power transmission lines crisscross the rugged landscape.


    هیچ ایستگاه رادیویی یا تلویزیونی پرقدرتی وجود ندارد و تنها چند خط انتقال برق از چشم‌انداز ناهموار عبور می‌کنند.

  • Up on the scaffolding, the two rugged manly types whistled at the womenfolk.


    بالای داربست، دو تیپ مردانه ناهموار برای زنان سوت می زدند.


  • عرضه ملی ما از مواد رهبری نظامی ناهموار و درجه یک باید از قبل خراب شده باشد.

  • a rugged mountain bike


    یک دوچرخه کوهستانی ناهموار

  • He was solidly built and looked like a rugged quarterback.


    او بدنه محکمی داشت و شبیه یک بازیکن خشن به نظر می رسید.

  • There you will meet a tall rugged stranger taking his car engine to bits with no hope of reassembling it.


    در آنجا با غریبه ای قدبلند و ناهموار روبرو می شوید که موتور ماشینش را بدون هیچ امیدی به مونتاژ مجدد آن تکه تکه می کند.

example - مثال
  • rugged cliffs


    صخره های ناهموار

  • The countryside around here is very rugged.


    حومه اطراف اینجا بسیار ناهموار است.

  • They admired the rugged beauty of the coastline.


    آنها زیبایی ناهموار خط ساحلی را تحسین می کردند.

  • She was attracted by his rugged good looks.


    قیافه زیبای خشن او جذب او شده بود.

  • a rugged individualist


    یک فردگرای خشن

  • A less rugged vehicle would never have made the trip.


    یک وسیله نقلیه کمتر ناهموار هرگز این سفر را انجام نمی داد.

  • rugged outdoor clothing


    لباس های ناهموار در فضای باز

  • rugged landscape/terrain/hills/cliffs


    چشم انداز ناهموار / زمین / تپه ها / صخره ها

  • Jeeps are rugged vehicles, designed for rough conditions.


    جیپ ها خودروهای ناهمواری هستند که برای شرایط سخت طراحی شده اند.

  • She fell for his rugged good looks.


    او به ظاهر زیبای ناهموار او افتاد.

  • rugged individualism


    فردگرایی خشن

  • rugged good looks


    ناهموار ظاهر خوب

  • rugged terrain/cliffs


    زمین ناهموار / صخره ها

synonyms - مترادف

  • خشن

  • uneven


    ناهموار. ناجور

  • jagged


    ناهموار

  • irregular


    بی رویه

  • ragged


    ژنده پوش

  • bumpy


    برآمده


  • شکسته شده

  • coarse


    درشت

  • rocky


    سنگی

  • lumpy


    توده ای

  • scraggy


    خراشیده

  • craggy


    سنگلاخ

  • pebbly


    سنگریزه

  • roughened


    خشن شده

  • stony


    حفره دار

  • pitted


    بدون سطح

  • unlevel


    نابسامان

  • asperous


    تپه ای

  • hilly


    کوهستانی

  • mountainous


    پوسته دار

  • scabrous


    ناصاف

  • unsmooth


    چین خورده

  • wrinkled


    شیار شده

  • furrowed


    سریع

  • precipitous


    chiselledUK

  • roughhewn


    chiseledUS

  • chiselledUK


    چرمی

  • chiseledUS


    تیز

  • leathery


    دارای ویژگی های قوی


  • strong-featured


antonyms - متضاد

  • صاف


  • زوج


  • مرحله


  • تخت


  • سطح

  • delicate


    ظریف

  • gentle


    ملایم


  • بسیار

  • refined


    تصفیه شده


  • منظم

  • unbroken


    ناشکسته

  • unmarked


    بدون علامت

  • youthful


    جوان

  • calm


    آرام

  • courteous


    مودب


  • در حد متوسط


  • خوب

  • rolling


    متحرک


  • کم اهمیت


  • پیچیده


  • کوچک

  • flush


    فلاش

  • planar


    مسطح

  • leveledUS


    سطح بندی شده آمریکا

  • levelledUK


    سطح بندی شده انگلستان


  • لباس فرم

  • horizontal


    افقی


  • درست است، واقعی

  • planate


    پلات دار

  • homaloidal


    همالوئیدی


  • نرم

لغت پیشنهادی

manipulate

لغت پیشنهادی

contour

لغت پیشنهادی

obnoxious