biochemistry

base info - اطلاعات اولیه

biochemistry - بیوشیمی

noun - اسم

/ˌbaɪəʊˈkemɪstri/

UK :

/ˌbaɪəʊˈkemɪstri/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [biochemistry] در گوگل
description - توضیح
  • the scientific study of the chemistry of living things


    مطالعه علمی شیمی موجودات زنده


  • شیمی یک بدن زنده خاص

  • the scientific study of the chemistry of living things, such as animals, plants, and body organs


    مطالعه علمی شیمی موجودات زنده مانند حیوانات، گیاهان و اعضای بدن

  • It was still a long way from biochemistry, i.e. the understanding of how these substances functioned in the living organism.


    هنوز تا بیوشیمی، یعنی درک چگونگی عملکرد این مواد در ارگانیسم زنده، فاصله زیادی بود.

  • The science may be old and well established as in mechanics, or novel as in biochemistry.


    این علم ممکن است مانند مکانیک قدیمی و جا افتاده باشد، یا مانند بیوشیمی جدید.

  • Applicants should have a degree in biochemistry, molecular biology, cell biology or a similar background.


    متقاضیان باید دارای مدرک بیوشیمی، زیست شناسی مولکولی، زیست شناسی سلولی یا سابقه مشابه باشند.

  • The small intestinal mucosa was studied by histology, morphometry, biochemistry, and electron microscopy.


    مخاط روده کوچک توسط بافت شناسی، مورفومتری، بیوشیمی و میکروسکوپ الکترونی مورد مطالعه قرار گرفت.

  • Social anthropology is not just a branch of biochemistry.


    انسان شناسی اجتماعی فقط شاخه ای از بیوشیمی نیست.

  • By contrast with such complexities, the rest of the biochemistry is relatively straight forward.


    برخلاف چنین پیچیدگی هایی، بقیه بیوشیمی نسبتاً مستقیم است.

  • By form here is meant anything from their biochemistry and internal structure to their behaviour.


    در اینجا منظور از فرم هر چیزی است، از بیوشیمی و ساختار داخلی آنها گرفته تا رفتار آنها.

  • Animals and human volunteers will be maintained at various atmospheric pressures and oxygen concentrations while their biochemistry is monitored.


    حیوانات و انسان‌های داوطلب در فشارهای جوی و غلظت‌های اکسیژن مختلف در حالی که بیوشیمی آنها نظارت می‌شود، نگهداری می‌شوند.

example - مثال
  • Your biochemistry is almost identical to that of your cat.


    بیوشیمی شما تقریباً با گربه شما یکسان است.

  • The right foods can actually change your biochemistry.


    غذاهای مناسب در واقع می توانند بیوشیمی شما را تغییر دهند.

synonyms - مترادف
  • biological chemistry


    شیمی بیولوژیکی


  • علم شیمی


  • علم زندگی

  • molecular biology


    زیست شناسی مولکولی

  • study of chemical processes


    مطالعه فرآیندهای شیمیایی

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

wheelchair

لغت پیشنهادی

bashing

لغت پیشنهادی

dating