afoul
afoul - ناخوشایند
adverb - قید
UK :
US :
to experience problems, punishment or harm because you do not obey a rule or disagree with a powerful organization group or person
برای تجربه مشکلات، مجازات یا آسیب به دلیل عدم اطاعت از یک قانون یا مخالفت با یک سازمان، گروه یا شخص قدرتمند
Burgess' illegal use of alcohol ran afoul of the code a point the righteous Karnaugh was quite eager to make.
استفاده غیرقانونی برگس از الکل با این قانون مغایرت داشت، نکته ای که کارناو عادل بسیار مشتاق بود به آن اشاره کند.
دو مرد جان خود را از دست دادند و دو پسر به شدت مجروح شدند که خودروها از جاده های شسته شده عبور کردند.
amiss
اشتباه
incorrectly
نادرست
wrongly
به اشتباه
erroneously
نادقیق
mistakenly
نامناسب
inaccurately
نابجا
inappropriately
بد
faultily
به طور نامطلوب انگلستان
unsuitably
به طور نامطلوب ایالات متحده
improperly
خارج از نوبت
inaptly
به دروغ
به طور غیر دقیق
erringly
ناشیانه
unfavourablyUK
به طور ناکافی
unfavorablyUS
اشتباها
به طرز ناجور
falsely
در اشتباه
imprecisely
بدون توجه
clumsily
به صورت جعلی
inadequately
بی وفایی
fallaciously
خام
غیر قابل اعتماد
awkwardly
غیر طبیعی
carelessly
spuriously
unfaithfully
crudely
unreliably
inexactly
unnaturally
fragrant
معطر
ambrosial
کهربایی
aromatic
بی آسیب
innocuous
غیر توهین آمیز
inoffensive
معطر شده
perfumed
سرگردان
redolent
savoryUS
savoryUS
savouryUK
savouryUK
شیرین
scented
تمیز
روشن
خالص
کمک کردن
جذاب
aiding
لذت بخش
assisting
تازه
charming
دوستانه
delightful
ملایم
خوب
مفید
gentle
صادقانه
فاسد
بی گناه
فقط
incorrupt
اخلاقی
دلپذیر
خوش
pleasant
pleasing