aloof
aloof - دور
adjective - صفت
UK :
US :
غیر دوستانه و عمداً با افراد دیگر صحبت نمی کند
درگیر نشدن عمدی در چیزی
دوستانه نیست یا مایل به شرکت در کارها نیست
علاقه مند یا درگیر نیستید، معمولاً به این دلیل که آنچه را که اتفاق می افتد تأیید نمی کنید
شرکت نکردن در کارها، به ویژه به گونه ای که غیر دوستانه به نظر می رسد
او مودب اما گوشه گیر بود.
باربارا پشت مانع منوی خود دور ماند.
The organization is controlled by aloof intellectuals who do not take an interest in the ordinary members.
سازمان توسط روشنفکران گوشه گیر کنترل می شود که علاقه ای به اعضای عادی ندارند.
او مردی سرد، گوشه گیر و دور بود.
او در حالی که مشاجره در اطراف او ادامه داشت، دور ماند.
برخی از مردم او را گوشه گیر و غیر دوستانه می دانند.
امپراتور خود را از مردم دور نگه می داشت.
او تا حدودی از تجارت سیاسی دور مانده است.
برخی فکر می کردند که بریتانیا از اروپا دور است.
چیزهای زیادی وجود داشت که او را از جمعیت دور نگه داشته بود.
Angela remained aloof.
آنجلا دور ماند.
او همیشه خود را از همکارانش دور نگه می داشت.
او نسبتاً گوشه گیر به نظر می رسید در حالی که در واقع خجالتی بود.
هر اتفاقی که در دفتر می افتد، او همیشه گوشه گیر می ماند.
او خود را از تجارت شوهرش دور نگه داشت.
آیا او گوشه گیر و متکبر است یا فقط خجالتی است؟
وقتی با هم دعوا می کردند، من کنار می ماندم.
سرد
غیر صمیمی
رزرو شده است
reserved
از راه دور
جدا
detached
غیر دوستانه
unfriendly
بي تفاوت
indifferent
یخ زده
frosty
برداشته شد
withdrawn
غیر اجتماعی
unsociable
غیر ارتباطی
uncommunicative
منجمد
frigid
بی پاسخ
unresponsive
ضد اجتماعی
antisocial
ایستادگی
standoffish
بی همدردی
unsympathetic
غیر قابل پیش بینی
unforthcoming
غیر قابل دسترس
chilly
غیر شخصی
unapproachable
ماهی
impersonal
بی دغدغه
offish
خم نشدنی
unconcerned
سفت
unbending
غیرقابل انتخاب
stiff
رسمی
unclubbable
مغرور
بن بست
asocial
بی علاقه
haughty
standoff
uninterested
دوستانه
approachable
قابل دسترسی
outgoing
برونگرا
welcoming
استقبال کردن
pleasant
دلپذیر
responsive
پاسخگو
sociable
دوست داشتنی
affable
بخشنده
gracious
محبت آمیز
kindly
رفیقانه
comradely
نوع
الزام آور
obliging
گرم
شاد
cheery
همراه
companionable
قابل گفتگو
conversable
NeighbourlyUK
neighbourlyUK
در دسترس
accessible
قابلیت
amenable
نجیب
decent
آینده
forthcoming
خونگرم
warmhearted
خوشایند
amicable
صمیمی
congenial
با ادب
cordial
چهچه
polite
آشنا
chirpy
پذیرا
genial
receptive