alters
alters - تغییر می دهد
N/A - N/A
UK :
US :
تغییر دادن چیزی، معمولاً اندکی، یا ایجاد تغییر در خصوصیات چیزی
سایز لباس ها را طوری تغییر دهید که مناسب تر شوند
کلمه مودبانه برای اخته کردن یا عقیم کردن
برای تغییر یک ویژگی، اغلب جزئی، یا ایجاد این اتفاق
ظاهر، شخصیت یا ساختار چیزی را تغییر دادن یا به این شکل تغییر پیدا کرد
ما مجبور شدیم برخی از برنامه هایمان را تغییر دهیم.
Although the cost of making phone calls is going up the charge for connecting to the internet will not alter.
اگرچه هزینه برقراری تماس تلفنی در حال افزایش است، هزینه اتصال به اینترنت تغییر نخواهد کرد.
رها کردن ماشین ما به طور اساسی سبک زندگی ما را تغییر داده است.
کت را به مغازه برگرداندم تا آن را عوض کنم.
کت خیلی بلند بود، بنابراین آن را به فروشگاه برگرداندم تا آن را عوض کنم.
بعضی چیزها در زندگی قابل تغییر نیستند.
من مجبور شدم در مقاله تحقیقاتی خود تغییراتی ایجاد کنم.
همین هفته گذشته، این شرکت موافقت کرد که برخی از شیوه های تجاری خود را تغییر دهد.
If they want to continue to have enough workers to fill their contracts, the company will have to alter the way it does business.
اگر آنها میخواهند به تعداد کافی کارگران برای تکمیل قراردادهای خود ادامه دهند، شرکت باید روش تجارت خود را تغییر دهد.
کشف ذخایر جدید نفت می تواند به طور قابل ملاحظه ای تعادل بین عرضه و تقاضا را تغییر دهد.
در سال 2002 بود که شکل کسب و کار شروع به تغییر کرد.
changes
تغییر می کند
modifies
اصلاح می کند
adjusts
تنظیم می کند
amends
ویرایش ها
edits
moldsUS
moldsUS
بازطراحی می کند
redesigns
اصلاحات
revamps
تجدید نظر می کند
revises
دوباره کار می کند
reworks
سازگار می کند
adapts
تعدیل می کند
modulates
خلق و خوی
refashions
ترفندها
tempers
می سازد
tweaks
میانه رو می کند
makes over
شکل ها
moderates
بازسازی می کند
morphs
دوباره انجام می دهد
reconstructs
بازسازی ها
redoes
remouldsUK
regenerates
سازماندهی مجدد ایالات متحده
remakes
تغییر سبک
remodels
ابزارهای مجدد
remouldsUK
جایگزین
renovates
متنوع می کند
reorganizesUS
مدها
restyles
retools
alternates
diversifies
fashions
preserves
حفظ می کند
leaves alone
تنها می گذارد
retains
رفع می کند
fixes
یخ می زند
freezes
ماندگار می کند
maintains
دارای
perpetuates
بدون تغییر می گذارد
sustains
اصرار
holds
مجموعه ها
leaves unchanged
ایالات متحده را تثبیت می کند
persists
متوقف می شود
sets
نگه می دارد
stabilizesUS
ایمن می کند
conserves
بریتانیا را تثبیت می کند
halts
می چسبد به
keeps
آویزان است
secures
راکد می شود
stabilisesUK
باقی
clings to
می ماند
درد می کند
ویرانه
ادامه دارد
holds up
بگذار بایستیم
stagnates
تخریب می کند
remains
stays
hurts
ruins
continues
lets stand
destroys
