alto

base info - اطلاعات اولیه

alto - آلتو

noun - اسم

/ˈæltəʊ/

UK :

/ˈæltəʊ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [alto] در گوگل
description - توضیح
  • an alto instrument or voice produces notes at the second highest level below a soprano


    یک ساز یا صدای آلتو نت هایی را در دومین سطح بالاتر، زیر یک سوپرانو تولید می کند

  • a singing voice that is lower than a soprano, or a singer with a voice like this


    صدای آوازی که از سوپرانو پایین تر است یا خواننده ای با صدایی مانند این

  • the part of a musical work that is written for an alto voice or instrument


    بخشی از یک اثر موسیقی که برای صدای آلتو یا ساز نوشته شده است

  • a woman with a voice that sings low notes, or her voice


    زنی با صدایی که نت های کم یا صدایش را می خواند

  • a boy with a voice that sings the lowest notes sung by boys, or his voice


    پسری با صدایی که پایین ترین نت های خوانده شده توسط پسران یا صدای او را می خواند

  • a man with a voice that sings very high notes, or his voice


    مردی با صدایی که نت های بسیار بلند می خواند یا صدایش

  • a musical instrument especially a saxophone, that is of a size and range between soprano and tenor


    یک آلت موسیقی، به ویژه ساکسیفون، که اندازه و دامنه ای بین سوپرانو و تنور دارد


  • برای اشاره به آلات موسیقی است که در اندازه و دامنه ای بین سوپرانو و تنور است

  • An alto voice is a low woman's or boy's voice or a very high man's voice


    صدای آلتو صدای پایین زنانه یا پسرانه یا صدای بسیار بلند مرد است

  • in a voice that sings low notes for a woman's or boy's voice or high notes for a man's voice


    با صدایی که نت های کم را برای صدای زن یا پسر و یا نت های بلند برای صدای مردان می خواند.

  • a woman’s or boy’s singing voice in the range lower than a soprano, or a person or musical instrument with this range


    صدای آواز یک زن یا پسر در محدوده پایین تر از سوپرانو یا یک شخص یا آلت موسیقی با این محدوده

  • Baritone saxophone, alto clarinet. b. Lovejoy, Illinois, 16 Sep 1940.


    ساکسیفون باریتون، آلتو کلارینت. ب لاوجوی، ایلینوی، 16 سپتامبر 1940.

  • Bartz's father ran a local jazz club and Gary got an alto sax at eleven years of age.


    پدر بارتز یک کلوپ جاز محلی را اداره می کرد و گری در یازده سالگی ساکس آلتو گرفت.

  • He played alto sax until he was sixteen, then switched to tenor.


    او تا شانزده سالگی آلتو ساکس می نواخت و سپس به تنور روی آورد.

  • Here the quartet is joined by another frontman, alto saxophonist Lee Konitz.


    در اینجا گروه کوارتت با یک خواننده دیگر، لی کونیتز، ساکسیفونیست آلتو همراه می شود.

example - مثال
  • Although she is an alto, her voice soars above the rest of the cast.


    اگرچه او یک آلتو است، اما صدای او از بقیه بازیگران بالاتر می رود.

  • Her beautiful alto lends elegance to these well-known tunes.


    آلتوی زیبای او ظرافت را به این آهنگ های شناخته شده می بخشد.

  • 12-year-old Andrew is a gifted alto.


    اندرو 12 ساله یک آلتو با استعداد است.

  • He sang in a clear alto.


    او در آلتوی روشن آواز خواند.

  • The highest male voice singing falsetto, is a male alto.


    بالاترین صدای مرد که فالستو می خواند، آلتو مردانه است.

  • He plays alto and clarinet.


    آلتو و کلارینت می نوازد.

  • an alto saxophone/flute


    ساکسیفون/فلوت آلتو

  • She plays several instruments, including alto sax and oboe.


    او سازهای مختلفی از جمله آلتو ساکس و ابوا می نوازد.

  • Listeners enjoy her soothing alto voice.


    شنوندگان از صدای آلتو آرامش بخش او لذت می برند.

  • She sings alto in the choir.


    او در گروه کر آلتو می خواند.

  • She began by singing soprano, then changed to alto.


    او با خواندن سوپرانو شروع کرد، سپس به آلتو تغییر کرد.

synonyms - مترادف
  • low


    کم

  • bass


    صدای بم


  • عمیق

  • low-pitched


    کم صدا

  • resonant


    طنین انداز

  • sonorous


    پر صدا

  • throaty


    گلویی

  • contralto


    کنترالتو

  • gruff


    خشن

  • baritone


    باریتون

  • low-toned


    کم رنگ

  • deep-toned


    با تن عمیق

  • full-toned


    پر رنگ


  • ثروتمند

  • rumbling


    غریدن

  • low-voiced


    پر شده


  • پررونق

  • booming


    قدرتمند


  • با صدای بلند

  • resounding


    زنگ زدن


  • پر جنب و جوش

  • ringing


    ملایم

  • reverberating


    گرد

  • vibrant


    گیاهی

  • reverberant


    orotund

  • mellow


    روشن

  • rotund


    قوی

  • plangent


  • orotund




antonyms - متضاد

  • بالا

  • high-pitched


    با صدای بلند

  • shrill


    تیز

  • piercing


    سوراخ کردن

  • falsetto


    فالستتو

  • shrieky


    جیغ


  • لوله کشی

  • piping


    سوپرانو

  • soprano


    سه برابر شدن

  • treble


    نافذ

  • penetrating


    حاد

  • acute


    تندرو

  • strident


    گوش خراش

  • earsplitting


    زل زدن

  • clarion


    جیرجیر

  • squeaky


    قلع قلع

  • tinny


    جیرجیر زدن

  • squeaking


    صدای جیغ دادن

  • squealing


لغت پیشنهادی

billhook

لغت پیشنهادی

armies

لغت پیشنهادی

lag