annex
annex - ضمیمه
verb - فعل
UK :
US :
کنترل کشور یا منطقه ای در مجاورت کشور خود، به ویژه با استفاده از زور
تصرف یک منطقه از زمین یا یک کشور، معمولاً به زور یا بدون اجازه
املای ایالات متحده از ضمیمه
مساحتی از زمین یا کشوری را تصاحب کند و آن را معمولاً به زور به یک منطقه بزرگتر اضافه کند
افزودنی به یک ساختمان یا ساختمان دیگری که با یک ساختمان موجود استفاده می شود
افزودنی به یک سند یا گزارش
جری فلانری، مدیر برنامه ریزی در حال تلاش برای الحاق 1260 هکتار زمین خالی در کنار شهر است.
It may be that as the town of Mallia grew, it outgrew its local territory and annexed the adjacent Lasithi territory.
ممکن است با رشد شهر مالیا، از قلمرو محلی خود پیشی بگیرد و قلمرو لاسیتی مجاور را ضمیمه کند.
آتن زمین های آنها را ضمیمه کرد و 4000 آتنی را به عنوان خرده مالک در آنها اسکان داد.
زولولند در سال 1897 به ناتال ضمیمه شد.
Germany annexed Austria in 1938.
آلمان در سال 1938 اتریش را ضمیمه کرد.
این قلمرو به لهستان ضمیمه شده بود.
بریتانیا این جزیره کوچک را در غرب اسکاتلند در سال 1955 ضمیمه کرد.
ایالات متحده بخش هایی از تگزاس و نیومکزیکو را که متعلق به مکزیک بود، ضمیمه کرد.
الحاق لتونی به اتحاد جماهیر شوروی
انبار قدیمی به ضمیمه فروشگاه اصلی تبدیل شد.
فهرست یارانه های صادراتی در پیوست I موافقتنامه ارائه شده است.
افزونه
علاوه بر این
addendum
الحاقیه
adjunct
کمکی
annexeUK
AnnexeUK
appendix
ضمیمه
affix
چسباندن
attachment
پیوست
supplement
مکمل
postlude
پست لود
epilogueUK
epilogueUK
appendage
زائده
affixment
الصاق
accessory
لوازم جانبی
accompaniment
همراهی
annexure
epilogUS
epilogUS
افزایش
augmentation
اضافی
جزء اضافی
افزودنی
add-on
پایه
lessening
کاهش
subtraction
منها کردن