annex

base info - اطلاعات اولیه

annex - ضمیمه

verb - فعل

/ˈæneks/

UK :

/ˈæneks/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [annex] در گوگل
description - توضیح

  • کنترل کشور یا منطقه ای در مجاورت کشور خود، به ویژه با استفاده از زور


  • تصرف یک منطقه از زمین یا یک کشور، معمولاً به زور یا بدون اجازه

  • US spelling of annexe


    املای ایالات متحده از ضمیمه

  • to take possession of an area of land or a country and add it to a larger area usually by force


    مساحتی از زمین یا کشوری را تصاحب کند و آن را معمولاً به زور به یک منطقه بزرگتر اضافه کند


  • افزودنی به یک ساختمان یا ساختمان دیگری که با یک ساختمان موجود استفاده می شود


  • افزودنی به یک سند یا گزارش

  • Planning Director Jerry Flannery is attempting to annex 1260 acres of vacant land next to the city.


    جری فلانری، مدیر برنامه ریزی در حال تلاش برای الحاق 1260 هکتار زمین خالی در کنار شهر است.

  • It may be that as the town of Mallia grew, it outgrew its local territory and annexed the adjacent Lasithi territory.


    ممکن است با رشد شهر مالیا، از قلمرو محلی خود پیشی بگیرد و قلمرو لاسیتی مجاور را ضمیمه کند.

  • Athens annexed their lands and settled on them 4,000 Athenians as small-holders.


    آتن زمین های آنها را ضمیمه کرد و 4000 آتنی را به عنوان خرده مالک در آنها اسکان داد.

  • Zululand was annexed to Natal in 1897.


    زولولند در سال 1897 به ناتال ضمیمه شد.

example - مثال
  • Germany annexed Austria in 1938.


    آلمان در سال 1938 اتریش را ضمیمه کرد.

  • The territory had been annexed to Poland.


    این قلمرو به لهستان ضمیمه شده بود.

  • The UK annexed this small island west of Scotland in 1955.


    بریتانیا این جزیره کوچک را در غرب اسکاتلند در سال 1955 ضمیمه کرد.

  • The United States annexed parts of Texas and New Mexico, which belonged to Mexico.


    ایالات متحده بخش هایی از تگزاس و نیومکزیکو را که متعلق به مکزیک بود، ضمیمه کرد.

  • the annexation of Latvia by the Soviet Union


    الحاق لتونی به اتحاد جماهیر شوروی

  • The old warehouse became an annex of the main store.


    انبار قدیمی به ضمیمه فروشگاه اصلی تبدیل شد.

  • The List of Export Subsidies is provided in Annex I to the Agreement.


    فهرست یارانه های صادراتی در پیوست I موافقتنامه ارائه شده است.

synonyms - مترادف

  • افزونه


  • علاوه بر این

  • addendum


    الحاقیه

  • adjunct


    کمکی

  • annexeUK


    AnnexeUK

  • appendix


    ضمیمه

  • affix


    چسباندن

  • attachment


    پیوست

  • supplement


    مکمل

  • postlude


    پست لود

  • epilogueUK


    epilogueUK

  • appendage


    زائده

  • affixment


    الصاق

  • accessory


    لوازم جانبی

  • accompaniment


    همراهی

  • annexure


    epilogUS

  • epilogUS


    افزایش

  • augmentation


    اضافی


  • جزء اضافی


  • افزودنی

  • add-on


antonyms - متضاد

  • پایه

  • lessening


    کاهش

  • subtraction


    منها کردن

لغت پیشنهادی

imp

لغت پیشنهادی

ADS

لغت پیشنهادی

juice