arming
arming - مسلح کردن
N/A - N/A
UK :
US :
فاعل فاعل از بازو
برای خود یا دیگران اسلحه یا سلاح تهیه کنید
برای تکمیل یک کار خاص، تجهیزات یا دانش را برای خود یا دیگران فراهم کنید
هیچ کس نمی داند چه کسی تروریست ها را مسلح می کند.
من خودم را با چوب بیسبال مسلح کردم و برای بررسی سر و صدا رفتم.
آنها در حال حاضر برای جنگ مسلح می شوند.
او خود را برای مصاحبه با پیدا کردن همه چیزهایی که از قبل در مورد شرکت می توانست مسلح کرد.
من مسلح به حقایق و ارقام مربوطه به جلسه رفتم.
buildup
ساختن
deployment
گسترش
disarmament
خلع سلاح
mobilisationUK
mobilisationUK
mobilizationUS
بسیج ایالات متحده
آماده سازی
rearmament
تسلیح مجدد
armament
تسلیحات
ammunition
مهمات
weaponry
بازوها
ordnance
سخت افزار
arms
حرارت
hardware
تفنگ
دفاع بریتانیا
حفاظت
defenceUK
سلاح
munitions
امنیت
مواد
دفاع آمریکا
armorUS
نگهبان
defenseUS
پوشش
armorUS
مقاومت
سپر
مصونیت
استحکامات
safeguard
shield
immunity
safeguarding
fortification
disarmament
خلع سلاح
demilitarisationUK
غیرنظامی کردن انگلستان
demilitarizationUS
غیرنظامی کردن ایالات متحده
de-escalation
تنش زدایی
demobilisationUK
از کار افتادن در بریتانیا
demobilizationUS
از کار افتادن ایالات متحده
arms reduction
کاهش تسلیحات
arms limitation
محدودیت تسلیحات
decommissioning
از رده خارج کردن
conquest
فتح
crippling
فلج کننده
demob
تخریب
disablement
ناتوانی
disqualification
رد صلاحیت
یخ زدگی
neutralisingUK
خنثی کردن انگلستان
neutralizingUS
خنثی کردن ایالات متحده
اشتغال
pacification
آرام سازی
paralysingUK
فلج کردن انگلستان
paralyzingUS
فلج کننده آمریکا
subjugation
انقیاد
weapons reduction
کنترل تسلیحات
arms control
غیرفعال کردن بازوها
deactivation of arms
غیرفعال کردن سلاح ها
deactivation of weapons
از کار انداختن تسلیحات
decommissioning of arms
از کار انداختن سلاح ها
decommissioning of weapons
خلع سلاح هسته ای
nuclear disarmament
بی قدرت جلوه دادن
rendering powerless
خلع سلاح یک جانبه
unilateral disarmament
