asbestos

base info - اطلاعات اولیه

asbestos - آزبست

noun - اسم

/æzˈbestəs/

UK :

/æsˈbestɒs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [asbestos] در گوگل
description - توضیح
  • a grey mineral that does not burn easily that was used in the past as a building material or in protective clothing


    یک ماده معدنی خاکستری که به راحتی نمی سوزد، که در گذشته به عنوان مصالح ساختمانی یا در لباس های محافظ استفاده می شد

  • a soft greyish-white material that does not burn used especially in the past in buildings, clothing etc. as a protection against fire and as a form of insulation (= a way of stopping heat from escaping)


    ماده ای نرم و سفید متمایل به خاکستری که نمی سوزد، مخصوصاً در گذشته در ساختمان ها، لباس ها و غیره به عنوان محافظ در برابر آتش و به عنوان نوعی عایق (= راهی برای جلوگیری از خروج گرما) استفاده می شد.

  • a soft gray-white material that does not burn and was used in buildings as a protection against fire and as a form of insulation (= way of stopping heat from escaping)


    ماده ای نرم و سفید خاکستری که نمی سوزد و در ساختمان ها به عنوان محافظ در برابر آتش و به عنوان نوعی عایق (= راهی برای جلوگیری از خروج گرما) استفاده می شد.

  • Raybestos ruled out the possible compromise of a temporary permission to dump asbestos at the site.


    Raybestos احتمال به خطر افتادن مجوز موقت تخلیه آزبست در سایت را رد کرد.

  • However a $ 500 inspection revealed the building needed extensive asbestos abatement and repairs.


    با این حال، یک بازرسی 500 دلاری نشان داد که ساختمان نیاز به کاهش و تعمیرات گسترده آزبست دارد.

  • Indeed asbestos is a prime example of how marginal exposure to carcinogens does not cause disease.


    در واقع، آزبست نمونه بارز این است که چگونه مواجهه نهایی با مواد سرطان زا باعث بیماری نمی شود.

  • They issued asbestos gloves, but we never carried them.


    آنها دستکش آزبست صادر کردند، اما ما هرگز آنها را حمل نکردیم.

  • Ruby's solicitor has dealt with a number of asbestos cases connected with the Swindon Works.


    وکیل روبی با تعدادی از موارد آزبست مرتبط با Swindon Works برخورد کرده است.

  • The rainwater goods, a mixture of plastic asbestos and cast iron were fit for the scrap heap.


    کالاهای آب باران، مخلوطی از پلاستیک، آزبست و چدن برای انبوه قراضه مناسب بود.

  • The latest find is of white asbestos, less dangerous than the blue variety provided it is not disturbed.


    آخرین کشف شده از آزبست سفید است که خطر کمتری نسبت به نوع آبی دارد، البته به شرطی که مزاحم نشود.

example - مثال
  • Inhaling asbestos fibers can make you sick.


    استنشاق الیاف آزبست می تواند شما را بیمار کند.

synonyms - مترادف
  • fireproof


    نسوز

  • incombustible


    غیر قابل احتراق

  • nonflammable


    غیر قابل اشتعال

  • fire-resistant


    مقاوم در برابر آتش

  • flameproof


    ضد شعله

  • flame-resistant


    مقاوم در برابر شعله

  • flame-retardant


    بازدارنده شعله

  • noncombustible


    غیر قابل سوختن

  • non-flammable


    بتن

  • noninflammable


    بازدارنده آتش

  • non-inflammable


    ضد حرارت

  • unburnable


    غیر شمعی


  • غیر شعله ور

  • fire-retardant


    ضد فر

  • heatproof


    آزبستین

  • noncandescent


    قابل اشتعال نیست

  • fire resistant


  • flame resistant


  • flame retardant


  • uninflammable


  • non-combustible


  • non-flam


  • ovenproof


  • asbestine


  • not inflammable


  • fire retardant


antonyms - متضاد
  • flammable


    قابل اشتعال

  • inflammable


    قابل سوختن

  • burnable


    قابل احتراق

  • combustible


    ضدآب

  • ignitable


  • ignitible


  • waterproof


لغت پیشنهادی

lover

لغت پیشنهادی

witnesses

لغت پیشنهادی

durability