assignation
assignation - انتساب
noun - اسم
UK :
US :
a secret meeting especially with someone you are having a romantic relationship with – often used humorously
یک ملاقات مخفیانه، به خصوص با کسی که با او رابطه عاشقانه دارید - اغلب به صورت طنز استفاده می شود
a meeting that is secret or not allowed, especially one between two people having a romantic relationship
ملاقاتی که مخفی است یا مجاز نیست، به خصوص ملاقاتی بین دو نفر که رابطه عاشقانه دارند
هر کاری که او فکر می کرد اینجا دارد انجام می دهد، به نظر نمی رسد یک وظیفه باشد، به هر حال نه با یک زن.
موزاییک هیچ یک از جزئیات مربوط به این انتساب بدبخت را دریغ نمی کند.
این مکان همه بارها، سالن های رقص و فلاپ هاوس بود که خانه های اختصاصی نیز بودند.
Allegations and denials about country hideaways, romantic recordings and Princess Di's secret assignations fly in all directions.
ادعاها و تکذیبها درباره مخفیگاههای کشور، ضبطهای عاشقانه و مأموریتهای مخفی پرنسس دی به همه جهات میرسد.
Would it now get about that Mrs Markham was a little peculiar or worse still that she had some assignation?
آیا اکنون متوجه میشوید که خانم مارکهام کمی عجیب و غریب بود یا بدتر از آن، او یک وظیفه داشت؟
rendezvous
میعادگاه
وقت ملاقات
ملاقات
تاریخ
tryst
سعی کنید
engagement
نامزدی
tweetup
توییت آپ
امر
quickie
سریع
get-together
با هم بودن
تاریخ سنگین
love nest
آشیانه ی عشق
one-night stand
استند یک شب
جلسه مخفی
clandestine meeting
جلسه مخفیانه
illicit meeting
ملاقات غیر قانونی
ترتیب
تعهد
جلسه
مصاحبه
مشاوره
consultation
ثابت
fixture
کنسرت
gig
دعوت
invitation
تاریخ کور
رویارویی
کارهای محوله
meetup
تاریخ تنظیم شده
errand
کمیسیون
arranged date
discharge
تخلیه
dismissal
اخراج
dismission
شلیک کردن
expulsion
نگه داشتن
firing
keeping
