atomize
atomize - اتمیزه کردن
verb - فعل
UK :
US :
برای تبدیل یک ماده به اتم
تقسیم کردن چیزی به طوری که دیگر کامل یا متحد نباشد
برای تبدیل یک مایع یا تبدیل شدن به قطرات بسیار کوچک
تقسيم كردن چيزي يا تقسيم شدن به قسمتهاي كوچك مجزا
اسلحه های برفی سنتی از هوای فشرده برای اتمیزه کردن آب به صورت قطرات استفاده می کنند.
این ماده مانند مه از بطری عطر اتمیزه می شود.
His lawyers will try to pick the case apart to atomize it and reduce it to merely a series of small technicalities.
وکلای او تلاش خواهند کرد تا پرونده را جدا کنند، آن را اتمیزه کنند و صرفاً به یک سری نکات فنی کوچک تقلیل دهند.
اگر این روند ادامه یابد، این خطر وجود دارد که کل بخش اتمیزه شود.
ضرب و شتم
bray
بری
comminute
دقیقه
crush
خرد کردن
disintegrate
متلاشی شدن
grind
آسیاب کردن
mill
کارخانه
پوند
پودر
pulveriseUK
pulveriseUK
pulverizeUS
پودر کردن ایالات متحده
mull
درمورد
از بین رفتن
grate
رنده کردن
كاهش دادن
spray
افشانه
vaporiseUK
vaporiseUK
vaporizeUS
تبخیر ایالات متحده
triturate
تراشیدن
granulate
دانه بندی
levigate
آزاد کردن
crumble
فرو ریختن
mash
له کردن
pestle
هاست
smash
درهم کوبیدن
مطبوعات
crunch
کروچیدن
fragment
قطعه
kibble
کیسه زدن
شکستن
mince
گوشت چرخ کرده
ساختن
ايجاد كردن
جامدسازی
solidify
بازسازی
reconstruct
بازگرداندن
اصلاح
remake
بازآفرینی
remoldUS
recreate
بازسازی کند
remoldUS
دوباره کاری کردن
reconstitute
بازسازی کنید
rework
بازنویسی
rebuild
فرم
remodel
جمع آوری کنید
recast
قطعه
پیوستن
assemble
اصلاح کردن
مناسب با هم
کنار هم گذاشتن
برپایی
revamp
به هم بزن
forge
ایجاد کند
remouldUK
remouldUK