errant
errant - خطاکار
adjective - صفت
UK :
US :
رفتار بد، معمولاً با عدم اطاعت از والدین یا عدم وفاداری به همسر یا همسرتان
رفتار نادرست به نوعی، به ویژه با ترک خانه
رفتن در مسیر اشتباه
به درستی انجام نمی شود یا رفتار خوبی ندارد
Impressionism begat post-impressionism, which begat cubism, which sired futurism, expressionism and all manner of errant abstractions.
امپرسیونیسم، پست امپرسیونیسم را آغاز کرد، که کوبیسم را به وجود آورد، آیندهگرایی، اکسپرسیونیسم و انواع انتزاعات نادرست را به وجود آورد.
یک پاس کور اشتباه توسط ایگینلا متوقف شد که تنها دروازه بان الکسی اگوروف در راه بود.
خانم فریزل به فضا خیره شد و خانم مورفی فرهای نادرست را از روی پیشانی نمناکش صاف کرد.
هنگامی که او یک شوت گلف اشتباه می زند، یا یک خطای ذهنی در زمین انجام می دهد، او بدتر می شود.
an errant husband
یک شوهر خطاکار
But the turnover was an errant pass that Clyde Drexler intercepted with 1: 20 left and the Clippers trailing 103-101.
اما چرخش یک پاس اشتباه بود که کلاید درکسلر با نتیجه 1:20 باقی مانده و کلیپرز 103-101 عقب افتادند.
Rainer caught the errant pass.
راینر پاس اشتباه را گرفت.
اما من و شما هر دو می دانیم که تنها چیزی که برای نابودی حرفه شما نیاز است یک تکه قیچی اشتباه است.
این فکر نادرست که از خوبی میدانست از کجا میآمد، باعث شد قلبش به یک خالکوبی نامنظم بکوبد.
پدران خطاکار که از پرداخت نفقه فرزندان خود سرباز می زنند
یک فرچه نادرست را از پیشانی اش بیرون کشید.
an errant husband
یک شوهر خطاکار
errant children
بچه های خطاکار
یک پرتاب اشتباه برای آنها هزینه بازی را داشت.
Teachers dislike errant spellings and misused words.
معلمان از املای اشتباه و کلمات استفاده نادرست خوششان نمی آید.
misbehaving
بدرفتاری
offending
توهین آمیز
mischievous
شیطنت
sinning
گناه کردن
aberrant
ناهنجار
delinquent
متخلف
deviant
منحرف
erring
خطا کردن
جنایی
culpable
مجرم
گناهکار
lawbreaking
قانون شکنی
lawless
بی قانون
transgressing
بد
مخالف
contrary
دشوار
بداخلاق
froward
شیطون
naughty
سرگردان
straying
دردسر ساز
troublesome
غیر قابل مدیریت
unmanageable
یاغی، سرکش
unruly
نافرمان
disobedient
غیر قابل کنترل
uncontrollable
خودسر
wayward
بد رفتار
badly behaved
فریبنده
deviating
خطاپذیر
devious
دمدمی مزاج
errable
erratic
