bisexual

base info - اطلاعات اولیه

bisexual - دوجنس گرا

adjective - صفت

/ˌbaɪˈsekʃuəl/

UK :

/ˌbaɪˈsekʃuəl/

US :

family - خانواده
sex
ارتباط جنسی
sexism
تبعیض جنسی
sexist
جنسیتی
sexuality
جنسیت
sexiness
همجنسگرا
homosexual
همجنس گرایی
homosexuality
جنسی
sexual
سکسی
sexy
بدون جنسیت
sexless
از نظر جنسی
sexually
---
sexily
---
google image
نتیجه جستجوی لغت [bisexual] در گوگل
description - توضیح
  • sexually attracted to both men and women


    از نظر جنسی هم برای مردان و هم زنان جذب می شود

  • having features of both males and females


    دارای ویژگی های نر و ماده

  • romantically or sexually attracted to people of your own gender and people of a different gender


    از نظر عاشقانه یا جنسی به افرادی از جنس خود و افراد با جنسیت متفاوت جذب می شوید

  • involving people who are bisexual


    شامل افرادی که دوجنسه هستند

  • a person who is sexually or romantically attracted to people of their own gender and people of a different gender


    فردی که از نظر جنسی یا عاشقانه جذب افرادی با جنسیت خود و افراد با جنسیت متفاوت است

  • Although Tony's married he's bisexual.


    اگرچه تونی متاهل است، اما دوجنسه است.

  • Woolf believed that all human beings are basically bisexual.


    وولف معتقد بود که همه انسان ها اساساً دوجنس گرا هستند.

  • The other is that you're bisexual all the time and of course you're not.


    مورد دیگر این است که شما همیشه دوجنسه هستید و البته که نیستید.

  • The plants produce bisexual flowers and unlike Sagittaria, have anthers and stamens in each flower.


    گیاهان گل‌های دوجنسی تولید می‌کنند و بر خلاف ساجیتاریا، در هر گل، بساک و پرچم دارند.

  • Being bisexual is a simple duality.


    دوجنسه بودن یک دوگانگی ساده است.

  • A hairless chest would have been a great advantage for a bisexual like myself.


    یک سینه بدون مو یک مزیت بزرگ برای یک دوجنسه مانند من بود.

  • Could I be bisexual or is this just a fantasy?


    آیا می توانم دوجنسه باشم یا این فقط یک خیال است؟

  • I wondered what would have happened if I had told him that I was bisexual or that I liked little girls.


    فکر می‌کردم اگر به او می‌گفتم دوجنس‌گرا هستم یا دختر بچه‌ها را دوست دارم، چه اتفاقی می‌افتد.

  • If the flowers are not bisexual, two other conditions can exist.


    اگر گل ها دوجنسه نباشند، دو حالت دیگر می تواند وجود داشته باشد.

  • Executive in search of something new - Perhaps bisexual woman arty, young.


    مدیر اجرایی در جستجوی چیزی جدید - شاید زن دوجنسه، هنرمند، جوان.

example - مثال
  • He came out as bisexual in 1976.


    او در سال 1976 به عنوان دوجنسه ظاهر شد.

  • bisexual relationships


    روابط دوجنسی

  • Marriage equality is an important breakthrough in civil rights for the gay lesbian and bisexual community.


    برابری ازدواج یک پیشرفت مهم در حقوق مدنی برای جامعه همجنس گرایان، لزبین ها و دوجنس گرایان است.

  • a drop-in centre for gays, lesbians, and bisexuals


    یک مرکز پذیرش برای همجنسگرایان، لزبین ها و دوجنسه ها

synonyms - مترادف
  • hermaphrodite


    هرمافرودیت

  • epicene


    حماسه

  • hermaphroditic


    جنوندار

  • gynandrous


    یکنوکلون

  • monoclinous


    آندروژن

  • androgyne


    ژیناندرومورفیک

  • androgynous


    دوجنس گرا

  • gynandromorphic


    AC-DC

  • ambisexual


    بینجنسی

  • AC-DC


    همه کاره

  • intersexual


    به هر دو طرف نوسان می کند

  • omnifutuent


    اینترسکس

  • swings both ways


    دو

  • intersex


    دوسویه

  • bi


    به هر دو طرف ضربه می زند

  • ambidextrous


    همجنس گرا

  • hits both ways


    دو راه رفتن

  • gay


    سوئیچ زدن

  • double-gaited


    تک جنسیتی

  • switch-hitting


    غیرجنسی

  • unisex


    بدون جنسیت

  • unisexual


    خنثی کردن

  • asexual


    موفرودیت

  • sexless


    مورفودیت

  • neuter


    مافرودیت

  • genderless


    ژیناندرومورف

  • unsexed


  • mophrodite


  • morphodite


  • maphrodite


  • gynandromorph


antonyms - متضاد
  • homosexual


    همجنسگرا

لغت پیشنهادی

voiced

لغت پیشنهادی

thinness

لغت پیشنهادی

publicly