bloomer

base info - اطلاعات اولیه

bloomer - شکوفه دهنده

noun - اسم

/ˈbluːmər/

UK :

/ˈbluːmə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bloomer] در گوگل
description - توضیح
  • an embarrassing mistake that you make in front of other peopleused humorously


    یک اشتباه شرم آور که در مقابل دیگران مرتکب می شوید - به صورت طنز استفاده می شود

  • a type of large loaf of bread that has sloping cuts on the top


    نوعی نان بزرگ که در قسمت بالایی آن برش های شیب دار دارد

  • in the past large loose underwear worn below the waist by women


    در گذشته، لباس‌های زیر بزرگ و گشاد توسط زنان تا زیر کمر پوشیده می‌شد

  • in the past long loose trousers made to fit tightly around the ankles, worn by women under a skirt or for sports


    در گذشته، شلوارهای بلند و گشاد ساخته می‌شد تا محکم دور مچ پا قرار بگیرد و زنان زیر دامن یا برای ورزش می‌پوشیدند.

  • a silly or embarrassing mistake that does not have serious results


    یک اشتباه احمقانه یا شرم آور که نتایج جدی ندارد

  • The first thought that came to me was that I hadn't got my clean bloomers on.


    اولین فکری که به ذهنم خطور کرد این بود که شکوفه های تمیزم را نپوشیده بودم.

  • A bee in her butt, a burr in her bloomers.


    زنبوری در باسنش، سوراخی در شکوفه هایش.

  • Over the course of the year Farnham learned how to shingle a roof wear bloomers, and repair a fence.


    در طول سال، فارنهام یاد گرفت که چگونه یک سقف را زونا ببندد، گلدان بپوشد و نرده را تعمیر کند.

example - مثال
  • He made a bit of a bloomer.


    او کمی شکوفا شد.

  • Bloomers were worn underneath skirts and dresses.


    شکوفه ها زیر دامن و لباس پوشیده می شدند.

  • She posed proudly in her athletic bloomers, gathered at the knee.


    او با شکوفه های ورزشی خود که روی زانو جمع شده بودند، با افتخار ژست گرفت.

synonyms - مترادف
  • gaffe


    گاف

  • howler


    زوزه کش


  • لیز خوردن

  • blooper


    بلوپر

  • blunder


    اشتباه بزرگ

  • boner


    غمگین

  • bungle


    دسته


  • خطا

  • fumble


    دست و پا زدن

  • goof


    احمق


  • اشتباه

  • muff


    خفه کردن

  • stumble


    تلو تلو خوردن

  • faux pas


    تقلبی

  • Freudian slip


    لغزش فرویدی

  • boob


    سینه

  • clanger


    کلنگر

  • lapse


    سپری شدن


  • عیب

  • gaff


    لغزش

  • slip-up


    نظارت

  • oversight


    بو بو

  • boo-boo


    کرک

  • fluff


    اشتباه محاسبه

  • miscalculation


    گام اشتباه

  • misstep


    فلاب

  • flub


    بی احتیاطی

  • indiscretion


    شکست


  • اشتباه کردن

  • miscue


    عدم دقت

  • inaccuracy


antonyms - متضاد
  • accuracy


    دقت

  • certainty


    یقین - اطمینان - قطعیت

  • correction


    تصحیح


  • حقیقت


  • موفقیت

  • perfection


    کمال


  • درست


  • اهميت دادن

  • remembrance


    یادآوری


  • دستاورد

  • fix


    ثابت

  • correctness


    صحت

  • restitution


    استرداد


  • مزیت - فایده - سود - منفعت

  • ignorance


    جهل


  • توجه

  • recollection


    دقت، درستی

  • precision


لغت پیشنهادی

coded

لغت پیشنهادی

stake

لغت پیشنهادی

doubts