bounced
bounced - برگشت
N/A - N/A
UK :
US :
ماضی ساده و ماضی از جهش
(باعث) حرکت کردن یا دور شدن پس از برخورد با سطح
به صورت پرانرژی و پرشور حرکت کند
به دلیل عدم وجود پول در حساب بانکی (باعث چک به) پرداخت یا قبول نشدن
If an email that you send bounces or is bounced, it comes back to you because the address is wrong or there is a computer problem.
اگر ایمیلی که ارسال میکنید برگشت یا بازگردانده شد، به دلیل اشتباه بودن آدرس یا مشکل رایانه به شما برمیگردد.
توپ از تیرک دروازه به بیرون رفت و وارد دروازه شد.
او به سرعت توپ را دفع کرد.
هنگام راه رفتن کیفش به پهلوی او برگشت (= بالا و پایین رفت).
بچه ها با جهش (= بالا و پایین پریدن) تخت را شکسته بودند.
طفل (= آن را بالا و پايين كرد) بر زانو زد.
Television pictures from all over the world are bounced off satellites (= are sent to and returned from them).
تصاویر تلویزیونی از سرتاسر جهان به ماهوارهها برگشت داده میشوند (= به آنها ارسال میشوند و از آنها بازگردانده میشوند).
Tom bounced in smiling broadly.
تام به داخل برگشت و لبخند گسترده ای زد.
وقتی چکم برگشت باید جریمه ای پرداخت می کردم.
در کمال وحشت، بانک چک را پس داد.
rebounded
برگشت
rebound
کمانه دار شد
ricocheted
کمانه شده
ricochetted
کاروم شده
caromed
پس زد
recoiled
مقاوم شده
resiled
منقوش
bobbed
نگاهی انداخت
glanced
خامه گرفته
skimmed
پرش کرد
skipped
بومرنگ زده
boomeranged
طاق دار
vaulted
واکنش منفی نشان داد
backlashed
جفت شد
bucked
بازگشت
returned
ترامپولین شده
trampolined
به عقب برگشت
sprang back
جهیدن به عقب
sprung back
به عقب لگد زد
bounced back
پرواز برگشت
glanced off
بهار
kicked back
منحرف شده است
snapped back
طنین انداز شد
flew back
چرا کرد
flown back
لگد زد
sprung
deflected
bounced off
resounded
grazed
kicked
shown
نشان داده شده
broadcast
پخش
broadcasted
پخش شد
aired
منتقل شده است
transmitted
تلویزیونی
televised
پرتو شد
beamed
رله کرد
relayed
منتشر شده است
disseminated
توزیع شده است
distributed
ابلاغ شد
promulgated
در بریتانیا منتشر شد
publicisedUK
ایالات متحده منتشر شد
publicizedUS
منتشر شده
published
گزارش شده است
reported
گسترش
روی آنتن گذاشت
پادکست شده
podcasted
بازنمایی شد
relaid
نشان داد
showed