broadside
broadside - پهن
noun - اسم
UK :
US :
انتقاد شدید از کسی یا چیزی
حمله ای که در آن تمام تفنگ های یک طرف کشتی به طور همزمان شلیک می شوند
با طولانی ترین طرف رو به چیزی
برای تصادف با وسیله نقلیه دیگر
حمله قوی نوشتاری یا گفتاری (به کسی)
عمل شلیک همزمان تمام اسلحه ها در یک طرف یک کشتی نیروی دریایی
با یک طرف رو به چیزی
ضربه زدن به چیزی به یکی از دو طرف بلندتر آن
حمله قوی نوشتاری یا گفتاری
در یا از کنار
هنگامی که Merrimac نزدیک شد، آنها خطوط پهن را تحویل دادند و سپس با سرعت به عقب کشیده شدند.
ضلع های پهن و منقش های متعددی وجود داشت که پیام خود را به شکل بصری منتقل می کرد.
It printed prose and verse in broadside and chapbook form till its activities were cut short by the War.
این نثر و منظوم را به صورت چاپی و چاپی چاپ می کرد تا اینکه فعالیت هایش در اثر جنگ کوتاه شد.
نخست وزیر انتقادات زیادی را به سمت منتقدان خود شلیک کرد.
کاندیدا به سمت رئیس جمهور شلیک کرد/به راه انداخت.
ماشین از پهنا برخورد کرد. جلو و عقب آسیب ندیده بود.
یک وسیله نقلیه خودروی پلیس را در سمت مسافر عبور داد.
جمهوری خواهان یک دیدگاه گسترده دیگر را به سمت رئیس جمهور راه انداختند.
ماشین او با یک کامیون برخورد کرد.
حمله کنند
censure
انتقاد
انتقاد تند
diatribe
حمله
محکوم کردن
denunciation
یورش
onslaught
فیلیپیکی
philippic
نطق غرا
tirade
نطق آتشین
harangue
بحث و جدل
polemic
بیهوده گویی
rant
کش رفتن
swipe
سو استفاده کردن
کتک زدن
battering
خفاش آجری
brickbat
پوسته پوسته شدن
flak
کنار زدن
sideswipe
تخته سنگ
slating
محکومیت
condemnation
سرزنش کردن
castigation
تذکر
reproval
پند
admonishment
ناخوشایند
admonition
انفجار
invective
زنده شدن
blast
در زدن
vituperation
برق زدگی
knocking
ناسزا
fulmination
obloquy
upbraiding
praise
ستایش
compliment
تعریف و تمجید
calm
آرام
توصیه
ساکت
harmony
هارمونی
صلح