choreography
choreography - رقص
noun - اسم
UK :
US :
هنر تنظیم نحوه حرکت رقصندگان در حین اجرا
مهارت ترکیب حرکات در رقص هایی که باید اجرا شوند
حرکات مورد استفاده رقصندگان به ویژه در اجرای باله یا هنر برنامه ریزی چنین حرکاتی
مک لو یک طراحی رقص تا حدی بر اساس شانس ایجاد می کند که برای آن از کارت های بازی استفاده می کند.
The audience sits mesmerised by his expressive choreography, watching each inflection of the hand or eyebrow.
تماشاگران مجذوب رقص گویا او می نشینند و هر انحراف دست یا ابرو را تماشا می کنند.
تا حدی، مشکل قدیمی او در فراموشی رقص بود.
رقص او، در برادوی و در فیلم، واضح و مبتکرانه بود.
هارمونی راهبه ها و رقص کودکان صیقلی و موثر است.
رقص عالی توسط آن ماری برادی انجام شد.
او در مدرسه سلطنتی باله رقص خواند.
آنها رقص را درست اجرا می کردند، اما چیزی کم بود.
The choreography remains a moment by moment response to the poems and awkwardly, these themselves are not especially good.
رقص در پاسخ لحظه به لحظه به شعرها باقی می ماند و به طرز ناخوشایندی، خود این شعرها چندان خوب نیستند.
Observation is the key to their choreography.
مشاهده کلید طراحی رقص آنهاست.
ترکیب بندی
ترکیب رقص
روال رقص
ترتیب پله
طراحی مرحله ای
دنباله گام
