sequence
sequence - توالی
noun - اسم
UK :
US :
نظمی که چیزی در آن اتفاق می افتد یا وجود دارد، یا ترتیبی که قرار است اتفاق بیفتد یا وجود داشته باشد
مجموعه ای از رویدادها، اقدامات و غیره مرتبط که به ترتیب خاصی اتفاق می افتد یا انجام می شود
بخشی از یک داستان، فیلم و غیره که به یک موضوع یا عمل می پردازد
یک سلسله چیزها یا رویدادهای مرتبط یا ترتیبی که آنها از یکدیگر پیروی می کنند
بخشی از یک فیلم که یک رویداد خاص یا مجموعه ای از رویدادهای مرتبط را نشان می دهد
برای ترکیب چیزها در یک نظم خاص، یا کشف ترتیب ترکیب آنها
برای کشف ترتیبی که نوکلئوتیدها (= مواد شیمیایی) در DNA ترکیب می شوند
مجموعه ای از چیزها یا رویدادهای مرتبط یا ترتیبی که در آن چیزها یا رویدادها از یکدیگر پیروی می کنند
A gene sequence is the order in which the bases (= chemical substances) in DNA are arranged in a particular gene (= chemical pattern the controls the characteristics of living things).
توالی ژنی ترتیبی است که در آن بازها (= مواد شیمیایی) در DNA در یک ژن خاص مرتب می شوند (= الگوی شیمیایی که ویژگی های موجودات زنده را کنترل می کند).
یک سری چیزها یا رویدادهای مرتبط یا ترتیب وقوع آنها
رقص اساساً دنباله ای از مراحل است که شما بارها و بارها تکرار می کنید.
سکانس های اکشن بهترین قسمت فیلم هستند.
Anyone whose eye-hand coordination was developed by catching a baseball will suffer repeated death in the combat sequences.
هر کسی که هماهنگی چشم و دستش با گرفتن توپ بیسبال ایجاد شده باشد، در سکانس های جنگی دچار مرگ مکرر خواهد شد.
وایت که در حال انجام تحقیقات بر روی این بیماری است، توانست توالی DNA آن را تعیین کند.
از آنجایی که 32 آزمودنی وجود داشت، چهار نفر یک توالی مشخص را مشاهده کردند.
صندلی ها به ترتیب شماره گذاری می شوند.
سیستم از یک توالی منطقی پیروی می کند.
My winning the lottery is improbable, because there are so many sequences of numbers other than mine that could come up.
برنده شدن من در قرعه کشی غیرممکن است، زیرا تعداد زیادی دنباله از اعداد غیر از من وجود دارند که می توانند به دست بیایند.
His love of poetic and narrative sequences culminates in the three book designs that dominate the exhibition.
عشق او به سکانس های شاعرانه و روایی در سه طرح کتاب که بر نمایشگاه غالب هستند به اوج خود می رسد.
کد اصلی کامپیوتر از دنباله های یک و صفر تشکیل شده است.
کلیدها باید به ترتیب خاصی چرخانده شوند تا گاوصندوق باز شود.
اشعه ایکس به ترتیب سریع گرفته می شود تا تصویری از شریان های منتهی به قلب به دست آید.
In other words, she may find it difficult to relate sequences of letters to their appropriate pronunciation.
به عبارت دیگر، ممکن است برای او مشکل باشد که توالی حروف را با تلفظ مناسب آنها مرتبط کند.
Finally when all the manipulations are complete the resulting sequence is fed out again through the slot.
در نهایت، هنگامی که تمام دستکاری ها کامل شد، توالی حاصل دوباره از طریق شکاف تغذیه می شود.
در این گزارش توالی وقایعی که منجر به نشت نفت شد، تشریح شد.
یادگیری توالی حرکات برای این رقص خاص بسیار دشوار است.
او دنباله وقایع منتهی به سرقت را شرح داد.
کامپیوتر یک دنباله تصادفی از اعداد تولید می کند.
آخرین کتاب او شامل مجموعه ای از اشعار در مورد نقاشی است.
وظایف باید در یک توالی خاص انجام شود.
مصاحبه کننده باید سوالات را در یک توالی منطقی بپرسد.
صفحات را به ترتیب شماره گذاری کنید.
این صفحات بدون ترتیب هستند.
سکانس رویایی وسط فیلم
کل دنباله را حداقل سه بار تکرار کنید.
مقاله توالی زمانی وقایع را شرح می دهد.
یک سکانس آکورد پایه بلوز
a remarkable winning sequence of games
دنباله برنده قابل توجهی از بازی ها
اکنون می توان توالی DNA هر موجود زنده ای را ترسیم کرد.
این اعداد را به ترتیب صحیح قرار دهید.
من مجبور شدم به دنباله ای ثابت از کدها ضربه بزنم.
اگر هر فصل را به ترتیب بخوانید، کتاب رضایتبخشتر است.
این مقاله خارج از ترتیب است و در صفحه 57 قرار دارد.
سکانس های مبارزه توسط Xin-Xin Xiong طراحی شده است.
دنباله اعتبار افتتاحیه
قهرمان در سکانس پایانی فیلم می میرد.
فیلم با یک سکانس تعقیب و گریز طولانی شروع می شود.
There were some very impressive underwater sequences.
سکانس های بسیار چشمگیری در زیر آب وجود داشت.
فصل اول توالی عجیب وقایعی که منجر به مرگ او شد را شرح می دهد.
آیا توالی خاصی وجود دارد که در آن باید این وظایف را انجام دهید؟
For the sake of convenience the photographs are shown in chronological sequence (= in the order in which they were taken).
برای راحتی، عکسها به ترتیب زمانی (= به ترتیبی که گرفته شدهاند) نشان داده میشوند.
سکانس آغازین فیلم یک قتل بسیار ناخوشایند است.
آنها در مورد چگونگی ترتیب دادن مراحل در طرح بحث کردند.
reading books sequenced in order of difficulty
خواندن کتاب ها به ترتیب سختی
محققان ژنوم کامل یک موش صحرایی را توالی یابی کردند.
مقالات آزمون به ترتیب حروف الفبا درست نبودند.
در یک توالی عجیب، رئیس از اتحادیه و سهامدار شکایت کرد.
سلسله
رشته
زنجیر
succession
جانشینی
قطار - تعلیم دادن
progression
پیشرفت
چرخه
اجرا کن
ردیف
concatenation
الحاق
streak
خط
procession
راهپیمایی
consecution
متوالی
nexus
رابطه
جریان
catena
کاتنا
catenation
طبقه بندی
دوره
chronology
گاهشماری
آرایه
دامنه
array
سفارش
تنظیم
سوئیت
جرقه
suite
فایل
spate
گرد
ستون
رتبه
disarray
بی نظمی
interruption
وقفه
stoppage
توقف
شخصی
یکی
