sequence

base info - اطلاعات اولیه

sequence - توالی

noun - اسم

/ˈsiːkwəns/

UK :

/ˈsiːkwəns/

US :

family - خانواده
sequencing
ترتیب دهی
sequential
متوالی
sequence
توالی
sequentially
به صورت متوالی
google image
نتیجه جستجوی لغت [sequence] در گوگل
description - توضیح

  • نظمی که چیزی در آن اتفاق می افتد یا وجود دارد، یا ترتیبی که قرار است اتفاق بیفتد یا وجود داشته باشد

  • a series of related events, actions etc that happen or are done in a particular order


    مجموعه ای از رویدادها، اقدامات و غیره مرتبط که به ترتیب خاصی اتفاق می افتد یا انجام می شود


  • بخشی از یک داستان، فیلم و غیره که به یک موضوع یا عمل می پردازد

  • a series of related things or events, or the order in which they follow each other


    یک سلسله چیزها یا رویدادهای مرتبط یا ترتیبی که آنها از یکدیگر پیروی می کنند

  • a part of a film that shows a particular event or a related series of events


    بخشی از یک فیلم که یک رویداد خاص یا مجموعه ای از رویدادهای مرتبط را نشان می دهد


  • برای ترکیب چیزها در یک نظم خاص، یا کشف ترتیب ترکیب آنها

  • to discover the order in which nucleotides (= chemical substances) are combined within DNA


    برای کشف ترتیبی که نوکلئوتیدها (= مواد شیمیایی) در DNA ترکیب می شوند

  • a series of related things or events, or the order in which things or events follow each other


    مجموعه ای از چیزها یا رویدادهای مرتبط یا ترتیبی که در آن چیزها یا رویدادها از یکدیگر پیروی می کنند

  • A gene sequence is the order in which the bases (= chemical substances) in DNA are arranged in a particular gene (= chemical pattern the controls the characteristics of living things).


    توالی ژنی ترتیبی است که در آن بازها (= مواد شیمیایی) در DNA در یک ژن خاص مرتب می شوند (= الگوی شیمیایی که ویژگی های موجودات زنده را کنترل می کند).

  • a series of related things or events, or the order in which they happen


    یک سری چیزها یا رویدادهای مرتبط یا ترتیب وقوع آنها


  • رقص اساساً دنباله ای از مراحل است که شما بارها و بارها تکرار می کنید.

  • The action sequences are the best part of the film.


    سکانس های اکشن بهترین قسمت فیلم هستند.

  • Anyone whose eye-hand coordination was developed by catching a baseball will suffer repeated death in the combat sequences.


    هر کسی که هماهنگی چشم و دستش با گرفتن توپ بیسبال ایجاد شده باشد، در سکانس های جنگی دچار مرگ مکرر خواهد شد.

  • White who is doing research on the disease was able to determine its DNA sequence.


    وایت که در حال انجام تحقیقات بر روی این بیماری است، توانست توالی DNA آن را تعیین کند.

  • Since there were 32 subjects, four subjects saw a given sequence.


    از آنجایی که 32 آزمودنی وجود داشت، چهار نفر یک توالی مشخص را مشاهده کردند.

  • The chairs are numbered in sequence.


    صندلی ها به ترتیب شماره گذاری می شوند.

  • The system follows a logical sequence.


    سیستم از یک توالی منطقی پیروی می کند.

  • My winning the lottery is improbable, because there are so many sequences of numbers other than mine that could come up.


    برنده شدن من در قرعه کشی غیرممکن است، زیرا تعداد زیادی دنباله از اعداد غیر از من وجود دارند که می توانند به دست بیایند.

  • His love of poetic and narrative sequences culminates in the three book designs that dominate the exhibition.


    عشق او به سکانس های شاعرانه و روایی در سه طرح کتاب که بر نمایشگاه غالب هستند به اوج خود می رسد.

  • Basic computer code consists of sequences of ones and zeros.


    کد اصلی کامپیوتر از دنباله های یک و صفر تشکیل شده است.

  • The keys have to be turned in a particular sequence to open the safe.


    کلیدها باید به ترتیب خاصی چرخانده شوند تا گاوصندوق باز شود.

  • X-rays are taken in rapid sequence to get an image of the arteries leading to the heart.


    اشعه ایکس به ترتیب سریع گرفته می شود تا تصویری از شریان های منتهی به قلب به دست آید.

  • In other words, she may find it difficult to relate sequences of letters to their appropriate pronunciation.


    به عبارت دیگر، ممکن است برای او مشکل باشد که توالی حروف را با تلفظ مناسب آنها مرتبط کند.

  • Finally when all the manipulations are complete the resulting sequence is fed out again through the slot.


    در نهایت، هنگامی که تمام دستکاری ها کامل شد، توالی حاصل دوباره از طریق شکاف تغذیه می شود.

  • The report detailed the sequence of events that led to the oil spill.


    در این گزارش توالی وقایعی که منجر به نشت نفت شد، تشریح شد.


  • یادگیری توالی حرکات برای این رقص خاص بسیار دشوار است.

example - مثال
  • He described the sequence of events leading up to the robbery.


    او دنباله وقایع منتهی به سرقت را شرح داد.

  • The computer generates a random sequence of numbers.


    کامپیوتر یک دنباله تصادفی از اعداد تولید می کند.

  • Her latest book contains a sequence of poems about paintings.


    آخرین کتاب او شامل مجموعه ای از اشعار در مورد نقاشی است.

  • The tasks had to be performed in a particular sequence.


    وظایف باید در یک توالی خاص انجام شود.

  • The interviewer should ask questions in a logical sequence.


    مصاحبه کننده باید سوالات را در یک توالی منطقی بپرسد.

  • Number the pages in sequence.


    صفحات را به ترتیب شماره گذاری کنید.

  • These pages are out of sequence.


    این صفحات بدون ترتیب هستند.


  • سکانس رویایی وسط فیلم


  • کل دنباله را حداقل سه بار تکرار کنید.

  • The article describes the chronological sequence of events.


    مقاله توالی زمانی وقایع را شرح می دهد.

  • a basic blues chord sequence


    یک سکانس آکورد پایه بلوز

  • a remarkable winning sequence of games


    دنباله برنده قابل توجهی از بازی ها

  • It is now possible to chart the DNA sequences of any living thing.


    اکنون می توان توالی DNA هر موجود زنده ای را ترسیم کرد.

  • Put these numbers into the correct sequence.


    این اعداد را به ترتیب صحیح قرار دهید.

  • I had to punch in a fixed sequence of codes.


    من مجبور شدم به دنباله ای ثابت از کدها ضربه بزنم.

  • The book is more satisfying if you read each chapter in sequence.


    اگر هر فصل را به ترتیب بخوانید، کتاب رضایت‌بخش‌تر است.

  • This article is out of sequence and belongs on page 57.


    این مقاله خارج از ترتیب است و در صفحه 57 قرار دارد.

  • The fight sequences were choreographed by Xin-Xin Xiong.


    سکانس های مبارزه توسط Xin-Xin Xiong طراحی شده است.


  • دنباله اعتبار افتتاحیه

  • The heroine dies in the closing sequence of the film.


    قهرمان در سکانس پایانی فیلم می میرد.

  • The movie begins with an extended car-chase sequence.


    فیلم با یک سکانس تعقیب و گریز طولانی شروع می شود.

  • There were some very impressive underwater sequences.


    سکانس های بسیار چشمگیری در زیر آب وجود داشت.

  • The first chapter describes the strange sequence of events that led to his death.


    فصل اول توالی عجیب وقایعی که منجر به مرگ او شد را شرح می دهد.


  • آیا توالی خاصی وجود دارد که در آن باید این وظایف را انجام دهید؟

  • For the sake of convenience the photographs are shown in chronological sequence (= in the order in which they were taken).


    برای راحتی، عکس‌ها به ترتیب زمانی (= به ترتیبی که گرفته شده‌اند) نشان داده می‌شوند.

  • The movie's opening sequence is of a very unpleasant murder.


    سکانس آغازین فیلم یک قتل بسیار ناخوشایند است.

  • They discussed how to sequence the steps in the plan.


    آنها در مورد چگونگی ترتیب دادن مراحل در طرح بحث کردند.

  • reading books sequenced in order of difficulty


    خواندن کتاب ها به ترتیب سختی

  • Researchers sequenced the full genome of a rat.


    محققان ژنوم کامل یک موش صحرایی را توالی یابی کردند.

  • The test papers were not in the correct alphabetical sequence.


    مقالات آزمون به ترتیب حروف الفبا درست نبودند.

  • In a strange sequence of events, the chairman sued the union and the shareholder.


    در یک توالی عجیب، رئیس از اتحادیه و سهامدار شکایت کرد.

synonyms - مترادف

  • سلسله


  • رشته


  • زنجیر

  • succession


    جانشینی


  • قطار - تعلیم دادن

  • progression


    پیشرفت


  • چرخه

  • run


    اجرا کن

  • row


    ردیف

  • concatenation


    الحاق

  • streak


    خط

  • procession


    راهپیمایی

  • consecution


    متوالی

  • nexus


    رابطه


  • جریان

  • catena


    کاتنا

  • catenation


    طبقه بندی


  • دوره

  • chronology


    گاهشماری


  • آرایه


  • دامنه

  • array


    سفارش


  • تنظیم


  • سوئیت

  • set


    جرقه

  • suite


    فایل

  • spate


    گرد


  • ستون


  • رتبه



antonyms - متضاد
  • disarray


    بی نظمی

  • interruption


    وقفه

  • stoppage


    توقف


  • شخصی

  • one


    یکی

لغت پیشنهادی

experience

لغت پیشنهادی

upstarts

لغت پیشنهادی

incoming