Christian

base info - اطلاعات اولیه

Christian - مسیحی

N/A - N/A

ˈkrɪs.tʃən

UK :

ˈkrɪs.tʃən

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [Christian] در گوگل
description - توضیح
  • a person who believes in the ideas taught by Jesus Christ


    شخصی که به عقایدی که عیسی مسیح تعلیم داده ایمان دارد

  • related to Christianity


    مربوط به مسیحیت

  • behaving in a good kind way


    رفتار خوب و مهربانانه

  • of or belonging to the religion based on the teachings of Jesus Christ


    از یا تعلق به دین مبتنی بر تعالیم عیسی مسیح


  • برای توصیف یک شخص یا عمل خوب، مهربان، مفید و غیره استفاده می شود.

  • someone who believes in and follows the teachings of Jesus Christ


    کسی که به تعالیم عیسی مسیح ایمان دارد و از آن پیروی می کند

  • a person who follows or belongs to a religion based on the worship of one God and the teachings of Jesus Christ as described in the Bible


    شخصی که پیرو یا متعلق به دینی مبتنی بر پرستش خدای واحد و تعالیم عیسی مسیح است که در کتاب مقدس توضیح داده شده است.

  • following or belonging to the Christian religion


    پیروی یا تعلق به دین مسیحیت

  • If you describe a person or a person’s actions as Christian, you mean that he or she acts according to Christian principles of goodness and kindness toward others


    اگر یک شخص یا اعمال شخصی را مسیحی توصیف کنید، به این معناست که او بر اساس اصول مسیحی نیکی و مهربانی نسبت به دیگران عمل می کند.

  • Upper-class Christians were indistinguishable from their pagan fellows in their life-style.


    مسیحیان طبقه بالا در سبک زندگی خود از همنوعان بت پرست خود قابل تشخیص نبودند.

  • According to some baseball officials, as many as one-third of the players on teams are devout Christians.


    به گفته برخی از مقامات بیسبال، بیش از یک سوم بازیکنان تیم ها مسیحی متدین هستند.

  • Most Christians have put Easter and all its trappings behind them for the year.


    بیشتر مسیحیان عید پاک و همه چیزهای آن را برای سال پشت سر گذاشته اند.

  • Pagans could not of course belong to the community of Christians.


    البته مشرکان نمی توانستند به جامعه مسیحیان تعلق داشته باشند.

  • Governor Quintianis used the persecution of Christians as a way of possessing her.


    فرماندار Quintianis از آزار و شکنجه مسیحیان به عنوان راهی برای تصرف او استفاده کرد.

  • Perhaps he had been driven out by the Christians.


    شاید او توسط مسیحیان رانده شده بود.

  • Whether Christians should welcome it or not remains an open question but they can ignore it only at their peril.


    اینکه آیا مسیحیان باید از آن استقبال کنند یا نه، یک سوال باز باقی می ماند، اما آنها می توانند آن را تنها در معرض خطر نادیده بگیرند.

example - مثال
  • a Christian charity/organization


    یک موسسه/سازمان خیریه مسیحی

  • the Christian faith


    ایمان مسیحی

  • The Roman Catholic Church is the largest of the Christian churches.


    کلیسای کاتولیک رومی بزرگترین کلیسای مسیحی است.

  • It wasn’t very Christian of you to make him walk home in this rain.


    این خیلی مسیحی نبود که او را وادار کردید زیر این باران به خانه برود.

synonyms - مترادف
  • charitable


    خیریه


  • مفید


  • نوع

  • benevolent


    خیراندیش

  • magnanimous


    بزرگوار


  • خوب

  • unselfish


    بی خود

  • noble


    نجیب

  • high-minded


    بلند فکر

  • eleemosynary


    eleemosynary

  • almsgiving


    انفاق

  • big-hearted


    سخاوتمند

  • kindly


    محبت آمیز

  • humane


    انسانی

  • giving


    دادن

  • philanthropical


    بشردوستانه

  • lavish


    مجلل

  • humanitarian


    سودمند

  • philanthropic


    نوع دوست

  • beneficent


    بلند

  • altruistic


    بزرگ

  • lofty


    بی دریغ

  • big


    دست باز

  • bounteous


    بخشنده

  • unsparing


    محترم انگلستان

  • openhanded


    دست آزاد

  • munificent


  • honourableUK


  • bighearted


  • freehanded


  • bountiful


antonyms - متضاد
  • antievangelical


    ضد انجیلی

  • irreligious


    بی دین

  • nonevangelical


    غیر انجیلی

لغت پیشنهادی

ackee

لغت پیشنهادی

android

لغت پیشنهادی

substantially