guild

base info - اطلاعات اولیه

guild - صنفی

noun - اسم

/ɡɪld/

UK :

/ɡɪld/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guild] در گوگل
description - توضیح

  • سازمانی متشکل از افرادی که کار یکسانی را انجام می دهند یا علایق مشابهی دارند


  • شهرنشینان هیچ پایگاه سازمانی قابل مقایسه با شهرهای غربی، هیچ انجمن صنفی یا شورای شهر ایجاد نکردند.

  • The townsmen developed no organizational bases comparable to those of Western cities, no craft guilds or town councils.


    بسیاری از زنان شاین به یک صنف خانه دار تعلق داشتند که هنرهای داخلی و تزئینات را آموزش می داد.

  • Many Cheyenne women belonged to a housewives' guild, which taught domestic arts and decoration.


    بخش اعظم اینها دارای مهر بی‌گمان اندیشه و سیاست صنفی بود.

  • Much of this bore the unmistakable stamp of guild thought and policy.


    به بیان دقیق، این اطلاعات اضافی بود. در کاونتری شاید با هدف ثبت وابستگی های صنفی درج شد.

  • Strictly speaking this information was superfluous; at Coventry it was inserted perhaps with a view to recording guild affiliations.


    انجمن نویسندگان

  • the writer's guild


    اما آن بحث شکاف گسترده ای را بین انجمن تاریخدانان دانشگاهی و مردم آشکار کرد.

  • But that debate revealed a wide gulf between the guild of academic historians and the public.


    اصناف هم برای بازار محلی و هم برای تجارت دور کار می کردند.

  • The guilds worked both for the local market and for distant trade.


example - مثال
  • the Screen Actors’ Guild


    انجمن بازیگران سینما

  • the guild of clockmakers


    صنف ساعت سازان

  • the Writers' Guild


    انجمن نویسندگان

  • the Fashion Designers' Guild


    انجمن طراحان مد

  • the Screen Actors Guild


synonyms - مترادف

  • اتحادیه


  • جامعه


  • لیگ


  • باشگاه

  • organisationUK


    سازمان انگلستان

  • organizationUS


    سازمان ایالات متحده

  • fraternity


    برادری


  • موسسه، نهاد

  • fellowship


    معاشرت


  • گروه


  • اتحاد. اتصال

  • consortium


    کنسرسیوم


  • سفارش

  • brotherhood


    اتحاد


  • ائتلاف


  • فدراسیون

  • federation


    شرکت


  • سودمندی

  • sodality


    موسسه

  • institute


    شراکت


  • سندیکا

  • syndicate


    ترکیب کردن


  • شورا


  • هیئت مدیره


  • کنگره

  • congress


    دانشکده


  • کلبه


  • محفظه - اتاق

  • lodge


    همسری


  • sorority


antonyms - متضاد
  • disorganisationUK


    سازماندهی بریتانیا

  • disorganizationUS


    بی سازمانی ایالات متحده


  • سرگرمی

  • fun


    سرگرم کننده

  • dissolution


    انحلال

  • disunion


    جدایی

  • termination


    خاتمه دادن

  • disbandment


    قطع شدن

  • discontinuation


    توقف

  • break-up


    منحل کردن

  • cessation


    از هم پاشیدن

  • disbanding


    اخراج

  • disestablishment


    تقسیم کردن

  • dismissal


    تبخیر

  • split-up


  • evaporation


لغت پیشنهادی

arsonist

لغت پیشنهادی

rejoined

لغت پیشنهادی

serve