guild
guild - صنفی
noun - اسم
UK :
US :
سازمانی متشکل از افرادی که کار یکسانی را انجام می دهند یا علایق مشابهی دارند
شهرنشینان هیچ پایگاه سازمانی قابل مقایسه با شهرهای غربی، هیچ انجمن صنفی یا شورای شهر ایجاد نکردند.
The townsmen developed no organizational bases comparable to those of Western cities, no craft guilds or town councils.
بسیاری از زنان شاین به یک صنف خانه دار تعلق داشتند که هنرهای داخلی و تزئینات را آموزش می داد.
بخش اعظم اینها دارای مهر بیگمان اندیشه و سیاست صنفی بود.
به بیان دقیق، این اطلاعات اضافی بود. در کاونتری شاید با هدف ثبت وابستگی های صنفی درج شد.
Strictly speaking this information was superfluous; at Coventry it was inserted perhaps with a view to recording guild affiliations.
انجمن نویسندگان
the writer's guild
اما آن بحث شکاف گسترده ای را بین انجمن تاریخدانان دانشگاهی و مردم آشکار کرد.
اصناف هم برای بازار محلی و هم برای تجارت دور کار می کردند.
اتحادیه
جامعه
لیگ
باشگاه
organisationUK
سازمان انگلستان
organizationUS
سازمان ایالات متحده
fraternity
برادری
موسسه، نهاد
fellowship
معاشرت
گروه
اتحاد. اتصال
consortium
کنسرسیوم
سفارش
brotherhood
اتحاد
ائتلاف
فدراسیون
federation
شرکت
سودمندی
sodality
موسسه
institute
شراکت
سندیکا
syndicate
ترکیب کردن
شورا
هیئت مدیره
کنگره
congress
دانشکده
کلبه
محفظه - اتاق
lodge
همسری
sorority
disorganisationUK
سازماندهی بریتانیا
disorganizationUS
بی سازمانی ایالات متحده
سرگرمی
سرگرم کننده
dissolution
انحلال
disunion
جدایی
termination
خاتمه دادن
disbandment
قطع شدن
discontinuation
توقف
break-up
منحل کردن
cessation
از هم پاشیدن
disbanding
اخراج
disestablishment
تقسیم کردن
dismissal
تبخیر
split-up
evaporation