regulators

base info - اطلاعات اولیه

regulators - تنظیم کننده

N/A - N/A

ˈreɡ.jə.leɪ.t̬ɚ

UK :

ˈreɡ.jə.leɪ.tər

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [regulators] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Federal regulators prepare to set stricter rules for cars and fuel.


    تنظیم کننده های فدرال آماده می شوند تا قوانین سخت گیرانه تری برای خودروها و سوخت وضع کنند.

  • The financial regulator has some limited powers to fine directors or companies.


    رگولاتور مالی اختیارات محدودی برای جریمه مدیران یا شرکت ها دارد.

  • The companies will have to present annual reports to the independent regulator to show what progress they are making in delivering community benefits.


    شرکت‌ها باید گزارش‌های سالانه خود را به تنظیم‌کننده مستقل ارائه کنند تا نشان دهند که چه پیشرفتی در ارائه مزایای جامعه دارند.

  • Cost savings are essential if we have to live with the 15-20% price cut proposed by the industry regulator.


    در صورتی که مجبور باشیم با کاهش قیمت 15 تا 20 درصدی پیشنهاد شده توسط تنظیم کننده صنعت زندگی کنیم، صرفه جویی در هزینه ها ضروری است.

  • The move was announced by the state's chief banking regulator.


    این اقدام توسط تنظیم کننده ارشد بانکی ایالت اعلام شد.

  • a media/securities/rail regulator


    یک تنظیم کننده رسانه / اوراق بهادار / راه آهن

synonyms - مترادف

  • کنترل

  • controllers


    کنترل کننده ها


  • سازوکار

  • switches


    سوئیچ ها

  • panels


    پانل ها

  • valves


    دریچه ها

  • devices


    دستگاه ها

  • rheostats


    رئوستات ها

  • thermostats


    ترموستات ها

  • circuit breakers


    قطع کننده مدار

  • resistors


    مقاومت ها

  • keys


    کلیدها

  • buttons


    دکمه ها

  • governors


    فرمانداران

  • knobs


    دستگیره ها

  • dials


    شماره گیری می کند

  • levers


    اهرم ها

  • dimmers


    دیمرها

  • ball cocks


    خروس های توپ

  • handles


    دسته ها

  • disksUS


    diskUS

  • discsUK


    discsUK

  • joysticks


    جوی استیک ها

  • limiters


    محدود کننده ها

  • restraint


    خویشتن داری - خودداری - پرهیز

  • checks


    چک ها

  • bimetallic strips


    نوارهای دو فلزی

  • sensors


    حسگرها

  • brakes


    ترمزها

  • selectors


    انتخابگرها

  • widgets


    ویجت ها

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

appall

لغت پیشنهادی

congruence

لغت پیشنهادی

telephones