trio

base info - اطلاعات اولیه

trio - سه نفر

noun - اسم

/ˈtriːəʊ/

UK :

/ˈtriːəʊ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [trio] در گوگل
description - توضیح
  • a group of three people or things


    یک گروه از سه نفر یا چیزها

  • a piece of music for three performers


    یک قطعه موسیقی برای سه مجری

  • a group of three people or things


    گروهی متشکل از سه نوازنده یا خواننده که با هم اجرا می کنند

  • a group of three musicians or singers who perform together


    یک قطعه موسیقی که برای اجرای سه نفر نوشته شده است

  • a piece of music that has been written to be performed by three people


    سه نفر که با هم آلات موسیقی می خوانند یا می نوازند یا یک قطعه موسیقی که برای سه نفر نوشته شده است


  • سه اتوبوس ژولیده ما را به هتل شناورمان، هتشپسوت می برد.

  • A trio of rickety buses takes us to our floating hotel the Hatshepsut.


    سه نفر از ترانسوستیت های شش فوتی بوسه هایی را در جهت خود می دمند.

  • A trio of six-foot transvestites blow kisses in their direction.


    از آن زمان او یک سری از سه گروه و کوارتت های خوب را رهبری کرده است.

  • Since then he has led a series of fine trios and quartets.


    خبر تایید نشده در خیابان این است که این سه نفر در روز چهارشنبه 20 اوت در کنگره باشگاه اجرا خواهند کرد.

  • Unconfirmed word on the street is that the trio will be performing on Wednesday, August 20, at the Club Congress.


    این سه نفر بیش از 100 سال خدمات مقامات محلی را بین خود انجام داده اند.

  • The trio have clocked up more than 100 years of local authority service between them.


    اما دوست دیگر او، سومین نفر از سه نفر آنها، رفته بود.

  • But his other friend the third in their trio, was gone.


example - مثال
  • A trio of English runners featured in the women’s 1 500 metres.


    سه دونده انگلیسی در 1 500 متر زنان حضور داشتند.

  • a trio for piano oboe and bassoon


    سه گانه ای برای پیانو، ابوا و باسون

  • There was disappointment for the trio of 200 metre runners, all of whom failed to reach the final.


    برای سه نفر دونده 200 متر ناامیدی وجود داشت که همه آنها نتوانستند به فینال برسند.

  • Many jazz trios consist of piano guitar, and double bass.


    بسیاری از تریوهای جاز شامل پیانو، گیتار و کنترباس هستند.

  • The final item on today's programme is Beethoven's Trio in B flat.


    آخرین آیتم در برنامه امروز سه گانه بتهوون در تخت B است.

synonyms - مترادف
  • threesome


    سه نفری

  • trinity


    تثلیث

  • triad


    سه گانه

  • triumvirate


    سه قلو

  • triplet


    تروئیکا

  • trilogy


    trifecta

  • triple


    سه تایی

  • triptych


    مثلث

  • triune


    ترنیون

  • troika


    سه تکراری

  • trifecta


    سه

  • trine


    تریپلکس

  • triangle


    تری

  • ternion


    سه قلوها

  • triplicate


    افسار

  • triunity


    مجموعه سه تایی


  • ترینیتی

  • triplex


    ترست

  • trey


    سه برابر شدن

  • triplets


    ترزتو

  • leash


    رابطه سه طرفه

  • triplicity



  • Trinity


  • tercet


  • Threeness


  • threeling


  • threeness


  • treble


  • terzetto


  • three-way relationship


antonyms - متضاد
  • fraction


    کسر


  • شخصی


  • بخش

لغت پیشنهادی

sonny

لغت پیشنهادی

paragraphs

لغت پیشنهادی

gentlemanly