voyage

base info - اطلاعات اولیه

voyage - سفر دریایی

noun - اسم

/ˈvɔɪɪdʒ/

UK :

/ˈvɔɪɪdʒ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [voyage] در گوگل
description - توضیح
  • a long journey in a ship or spacecraft


    یک سفر طولانی در یک کشتی یا فضاپیما


  • برای سفر به یک مکان، به خصوص با کشتی


  • یک سفر طولانی، به خصوص با کشتی


  • برای سفر

  • a long trip esp. by ship


    یک سفر طولانی، به ویژه با کشتی

  • After a voyage of investigation in 1584 a colony that was intended to be permanent was launched in 1585.


    پس از یک سفر تحقیقاتی در سال 1584، مستعمره ای که قرار بود دائمی باشد در سال 1585 راه اندازی شد.

  • During the brief voyage Tom lived in a peculiar atmosphere of doom and of heroic, unselfish courage.


    در طول این سفر کوتاه، تام در فضایی عجیب و غریب از عذاب و شجاعت قهرمانانه و بی خود زندگی می کرد.

  • Captain James Cook whose parents were local farmworkers, set out on his celebrated voyages of discovery from this estuary.


    کاپیتان جیمز کوک که والدینش کشاورزان محلی بودند، سفرهای اکتشافی مشهور خود را از این خور آغاز کرد.

  • For the first time during the entire voyage, he failed to respond instantly to a request.


    برای اولین بار در طول کل سفر، او نتوانست فوراً به یک درخواست پاسخ دهد.

  • We are on the way but on a rather longer voyage than we knew.


    ما در راه هستیم، اما در یک سفر نسبتا طولانی تر از آنچه می دانستیم.

  • In fact much of the Ancient Mariner came from the sea voyages of discovery.


    در واقع بسیاری از دریانوردان باستانی از سفرهای دریایی کشف شده اند.

  • Jaq had spent the remainder of the voyage feeling exalted, yet pitiful.


    جاک باقیمانده سفر را با احساس سرافرازی و در عین حال رقت انگیز سپری کرده بود.

example - مثال
  • an around-the-world voyage


    یک سفر دور دنیا

  • a voyage in space


    یک سفر در فضا

  • The Titanic sank on its maiden voyage (= first journey).


    کشتی تایتانیک در اولین سفر خود (= اولین سفر) غرق شد.

  • Going to college can be a voyage of self-discovery.


    رفتن به دانشگاه می تواند سفری برای کشف خود باشد.

  • Darwin’s epic voyage of exploration


    سفر حماسی اکتشافی داروین

  • Lady Franklin kept a journal during the voyage.


    لیدی فرانکلین در طول سفر یک دفتر خاطرات داشت.

  • The ship completed her maiden voyage in May.


    این کشتی اولین سفر خود را در ماه مه به پایان رساند.

  • There were mainly scientists on the voyage.


    عمدتاً دانشمندانی در این سفر حضور داشتند.

  • Bering's voyage of discovery was one of many scientific expeditions in the 18th century.


    سفر اکتشافی برینگ یکی از بسیاری از سفرهای علمی در قرن هجدهم بود.

  • The ship began its return voyage to Europe.


    این کشتی سفر بازگشت خود را به اروپا آغاز کرد.

  • The ship was badly damaged during the voyage from Plymouth.


    کشتی در طول سفر از پلیموث به شدت آسیب دید.

  • They set off on their voyage around the world.


    آنها سفر خود را در سراسر جهان آغاز کردند.

  • Writing a biography can be an absorbing voyage of discovery.


    نوشتن بیوگرافی می تواند یک سفر اکتشافی جذاب باشد.

  • He was a young sailor on his first sea voyage.


    او در اولین سفر دریایی خود یک ملوان جوان بود.

  • The first year of a loving relationship is a voyage (= period) of discovery.


    سال اول یک رابطه عاشقانه یک سفر (= دوره) کشف است.

  • In their little boat they planned to voyage to distant lands.


    آنها در قایق کوچک خود قصد داشتند به سرزمین های دور سفر کنند.

  • Christopher Columbus brought cattle on his second voyage to America in 1493.


    کریستف کلمب در دومین سفر خود به آمریکا در سال 1493 گاو آورد.

synonyms - مترادف

  • سفر


  • گذر

  • crossing


    عبور

  • cruise


    کشتی تفریحی

  • expedition


    اعزام


  • گشت و گذار

  • excursion


    سفر می کند

  • travels


    تور


  • پیاده روی طولانی

  • trek


    پرواز


  • پیاده روی

  • hike


    زیارت

  • pilgrimage


    جستجو

  • quest


    سافاری

  • safari


    با صدا راه رفتن

  • tramp


    جنگ صلیبی

  • crusade


    راندن


  • اودیسه

  • odyssey


    کشتیرانی

  • sailing


    جهانگردی

  • globetrotting


    پرخاشگری

  • itineration


    سرگردان

  • journeying


    ماجرا

  • peregrination


    اکتشاف

  • wandering


    جست و خیز


  • مسافرت رفتن

  • exploration


    مسافرت انگلستان

  • jaunt


    مسافرت ایالات متحده


  • travellingUK


  • travelingUS


antonyms - متضاد
  • stagnation


    رکود

  • inaction


    بی عملی

  • idleness


    بیکاری، تنبلی

  • immobility


    بی حرکتی

  • quiescence


    سکون

  • inactivity


    عدم فعالیت

  • indolence


    بی حالی

  • torpidity


    تلاطم

  • motionlessness


    سختی

  • rigidity


    خواب

  • immovability


    تنبلی

  • stillness


    تعلیق

  • dormancy


    بی اثری

  • laziness


    ایستایی

  • suspension


    خشکی

  • inertness


    اخم

  • stasis


  • otiosity


  • torpor


لغت پیشنهادی

repatriated

لغت پیشنهادی

adopting

لغت پیشنهادی

enemy