voyage
voyage - سفر دریایی
noun - اسم
UK :
US :
یک سفر طولانی در یک کشتی یا فضاپیما
برای سفر به یک مکان، به خصوص با کشتی
یک سفر طولانی، به خصوص با کشتی
برای سفر
یک سفر طولانی، به ویژه با کشتی
After a voyage of investigation in 1584 a colony that was intended to be permanent was launched in 1585.
پس از یک سفر تحقیقاتی در سال 1584، مستعمره ای که قرار بود دائمی باشد در سال 1585 راه اندازی شد.
During the brief voyage Tom lived in a peculiar atmosphere of doom and of heroic, unselfish courage.
در طول این سفر کوتاه، تام در فضایی عجیب و غریب از عذاب و شجاعت قهرمانانه و بی خود زندگی می کرد.
Captain James Cook whose parents were local farmworkers, set out on his celebrated voyages of discovery from this estuary.
کاپیتان جیمز کوک که والدینش کشاورزان محلی بودند، سفرهای اکتشافی مشهور خود را از این خور آغاز کرد.
برای اولین بار در طول کل سفر، او نتوانست فوراً به یک درخواست پاسخ دهد.
ما در راه هستیم، اما در یک سفر نسبتا طولانی تر از آنچه می دانستیم.
در واقع بسیاری از دریانوردان باستانی از سفرهای دریایی کشف شده اند.
جاک باقیمانده سفر را با احساس سرافرازی و در عین حال رقت انگیز سپری کرده بود.
an around-the-world voyage
یک سفر دور دنیا
یک سفر در فضا
کشتی تایتانیک در اولین سفر خود (= اولین سفر) غرق شد.
رفتن به دانشگاه می تواند سفری برای کشف خود باشد.
Darwin’s epic voyage of exploration
سفر حماسی اکتشافی داروین
لیدی فرانکلین در طول سفر یک دفتر خاطرات داشت.
این کشتی اولین سفر خود را در ماه مه به پایان رساند.
عمدتاً دانشمندانی در این سفر حضور داشتند.
سفر اکتشافی برینگ یکی از بسیاری از سفرهای علمی در قرن هجدهم بود.
این کشتی سفر بازگشت خود را به اروپا آغاز کرد.
کشتی در طول سفر از پلیموث به شدت آسیب دید.
آنها سفر خود را در سراسر جهان آغاز کردند.
نوشتن بیوگرافی می تواند یک سفر اکتشافی جذاب باشد.
او در اولین سفر دریایی خود یک ملوان جوان بود.
سال اول یک رابطه عاشقانه یک سفر (= دوره) کشف است.
آنها در قایق کوچک خود قصد داشتند به سرزمین های دور سفر کنند.
کریستف کلمب در دومین سفر خود به آمریکا در سال 1493 گاو آورد.
سفر
گذر
crossing
عبور
cruise
کشتی تفریحی
expedition
اعزام
گشت و گذار
excursion
سفر می کند
travels
تور
پیاده روی طولانی
trek
پرواز
پیاده روی
hike
زیارت
pilgrimage
جستجو
quest
سافاری
safari
با صدا راه رفتن
tramp
جنگ صلیبی
crusade
راندن
اودیسه
odyssey
کشتیرانی
sailing
جهانگردی
globetrotting
پرخاشگری
itineration
سرگردان
journeying
ماجرا
peregrination
اکتشاف
wandering
جست و خیز
مسافرت رفتن
exploration
مسافرت انگلستان
jaunt
مسافرت ایالات متحده
travellingUK
travelingUS
stagnation
رکود
inaction
بی عملی
idleness
بیکاری، تنبلی
immobility
بی حرکتی
quiescence
سکون
inactivity
عدم فعالیت
indolence
بی حالی
torpidity
تلاطم
motionlessness
سختی
rigidity
خواب
immovability
تنبلی
stillness
تعلیق
dormancy
بی اثری
laziness
ایستایی
suspension
خشکی
inertness
اخم
stasis
otiosity
torpor
