washroom

base info - اطلاعات اولیه

washroom - دستشویی

noun - اسم

/ˈwɑːʃruːm/

UK :

/ˈwɒʃruːm/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [washroom] در گوگل
description - توضیح

  • اتاقی در یک ساختمان عمومی که می توانید در آن شستشو داده و از توالت استفاده کنید


  • اتاقی با توالت و مکانی برای شستن دست ها در یک مکان عمومی مانند رستوران یا مدرسه


  • یک حمام

  • She would hear tile swirl of water from the downstairs washroom, his footsteps on the tessellated floor of the hall.


    او صدای چرخش کاشی‌های آب را از دستشویی طبقه پایین می‌شنید و صدای قدم‌های او را روی کف پوشیده‌شده سالن می‌شنید.

  • I would remember if I had looked for washrooms or wells or pitchers of water.


    به یاد می‌آورم اگر دنبال دستشویی یا چاه یا پارچ آب می‌گشتم.

  • This is the total opposite to that experienced in the recession of the early 80s when our washroom service suffered badly.


    این کاملاً برعکس آن چیزی است که در رکود اقتصادی اوایل دهه 80 تجربه کردیم، زمانی که سرویس دستشویی ما به شدت آسیب دید.

  • The museum is a locked door in the town hall down the hall and to the left by the washroom.


    موزه یک در قفل شده در تالار شهر، پایین سالن و سمت چپ در کنار دستشویی است.

  • P.S. My substitute for Woozle is a salamander in the washroom.


    P.S. جایگزین من برای Woozle یک سمندر در دستشویی است.

  • Mitchell trudged down the hall toward his corner office detouring into the washroom to assess the damage to his hair.


    میچل از راهرو به سمت دفتر گوشه اش رفت و به سمت دستشویی رفت تا آسیب موهایش را ارزیابی کند.

  • When the house was quiet I stole down to the washroom and then went back upstairs.


    وقتی خانه خلوت بود، به دستشویی رفتم و سپس به طبقه بالا برگشتم.

  • I went down to the washroom to get a drink of water and to have a shave.


    به دستشویی رفتم تا آب بخورم و اصلاح کنم.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • toilet


    توالت

  • lavatory


    دستشویی


  • حمام

  • latrine


    لوو

  • loo


    جان

  • restroom


    می توان

  • john


    رخت کن

  • can


    باتلاق

  • cloakroom


    راحتی

  • bog


    سر

  • convenience


    اسکول


  • آقایان

  • potty


    خانم ها

  • bath


    کمد آب

  • gents


    ایستگاه راحتی

  • ladies


    اتاق پودر

  • water closet


    اتاق مردان


  • اتاق خانم ها


  • محرمانه

  • men's room


    بیرون خانه

  • ladies' room


    راحتی عمومی

  • privy


    براسکو

  • outhouse


    خازی

  • public convenience


    احمق

  • bogger


  • brasco


  • Ladies


  • khazi


  • Gents


  • dunny


  • WC


antonyms - متضاد
  • jane


    جین

لغت پیشنهادی

million

لغت پیشنهادی

currencies

لغت پیشنهادی

packaging