anchored
anchored - متصل
N/A - N/A
UK :
US :
ماضی ساده و ماضی از لنگر
برای جلوگیری از دور شدن قایق، یک لنگر در آب پایین بیاورند
با محکم بستن چیزی یا کسی در یک موقعیت قرار بگیرد
به عنوان مجری یا مجری برنامه ایفای نقش کند
to be the member of a team who goes last in a relay (= a type of race between two or more teams in which each person in the team runs or swims part of the race)
عضو تیمی باشید که در یک رله آخر می رود (= نوعی مسابقه بین دو یا چند تیم که در آن هر یک از اعضای تیم بخشی از مسابقه را می دوند یا شنا می کنند)
با طناب روی صخره ها لنگر انداختیم.
او مجری برنامه جدید صبحگاهی است.
او در دوی 100 و 200 متر پیروز شد و دو تیم برنده امدادی را لنگر انداخت.
فلپس گفت: «کلیت آن مسابقه را کاملاً لنگر انداخت. شنای او دلیل برنده شدن ما بود.
docked
لنگر انداخت
moored
لنگر انداخته است
harboredUS
پناهگاه ایالات متحده
harbouredUK
harbouredUK
kedged
لبه دار شده
berthed
پهلو گرفته
landed
فرود آمد
cast anchor
لنگر ریخته گری
dropped anchor
قلاب را انداخت
dropped the hook
به لنگر آمد
laid anchor
بیا لنگر
came to anchor
دور زد
گره خورده است
kedged off
لنگر را رها کن
tied up
بفرمایید تو، بیا تو
پیاده شد
قرار دادن
disembarked
وارد شد
ساحل شده
came in
beached
mobile
سیار
movable
متحرک
moving
در حال حرکت
flexible
قابل انعطاف
moveable
قابل جابجایی
adaptable
سازگار
adjustable
قابل تنظیم
unfastened
بسته نشده
motile
غیر ساکن
shiftable
غیر متصل
unstationary
دوره گرد
unattached
قابل حمل و نقل
itinerant
قابل حمل
transportable
مسافرت انگلستان
portable
مسافرت ایالات متحده
travellingUK
مشاء
travelingUS
سرپایی
peripatetic
عشایری
ambulatory
بی ریشه
nomadic
قابل انتقال
rootless
ناپایدار
conveyable
حمل و نقل
impermanent
قابل استقرار
portative
قابل جدا شدن
transferable
درست نشد
deployable
روی چرخ ها
detachable
شل
not fixed
ثابت نشده
on wheels
unfixed