winnings
winnings - برنده ها
noun - اسم
UK :
US :
پولی که برنده شده اید
مقدار پولی که برنده شده است
مقداری پول برد
اما بیلی با کشیدن 16.3 میلیون دلار در کیف، رکورد برنده شدن یک جوکی را شکست.
او برنده هایش را جمع کرد و در کیفش گذاشت.
در عرض شش ماه، سود او، که شرکت را نجات داده بود، به یک وام صرف تبدیل میشد.
Reliable domestiques are the stars' most valued comrades - and by long tradition they share the stars' winnings.
خانههای قابل اعتماد ارزشمندترین رفقای ستارهها هستند - و طبق سنت دیرینه آنها برندههای ستارهها را به اشتراک میگذارند.
سانچز بردها را جمع کرد، نیمی از رول را داخل پیراهنش فرو برد و نیمه دیگر را پس داد.
همانطور که اندازه بردها او را شگفت زده کرد، اندازه باخت ها نیز او را به وحشت انداخت.
And they decided for reasons best known to themselves to invest some of their winnings in buying people like me.
و آنها بنا به دلایلی که خودشان شناخته شده بودند تصمیم گرفتند بخشی از برنده های خود را در خرید افرادی مثل من سرمایه گذاری کنند.
As with those who sell their winnings, players who take the option must settle for less than the advertised prize.
همانند کسانی که برنده های خود را می فروشند، بازیکنانی که از این گزینه استفاده می کنند باید به کمتر از جایزه اعلام شده رضایت دهند.
booty
غنیمت
gains
دستاوردها
prize
جایزه
prizes
جوایز
spoils
غنیمت می کند
takings
برداشت ها
درآمد
jackpot
برنده تمام پولها
kitty
بچه گربه
loot
غارت کردن
پول
گلدان
proceeds
درآمد حاصل می شود
profits
سود
purse
کیف پول
receipts
رسیدها
money won
پول برد
prize money
پول جایزه
reward
جایزه نقدی
cash prize
جایزه درب
door prize
losses
تلفات
