aerodrome

base info - اطلاعات اولیه

aerodrome - فرودگاه

noun - اسم

/ˈerədrəʊm/

UK :

/ˈeərədrəʊm/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [aerodrome] در گوگل
description - توضیح

  • جایی که هواپیماهای کوچک از آنجا پرواز می کنند

  • old-fashioned for airfield


    از مد افتاده برای فرودگاه

  • First find Crowfield aerodrome on the quarter mill - it isn't there!


    ابتدا، فرودگاه کروفیلد را در آسیاب چهارم پیدا کنید - آنجا نیست!

  • We passed the Porthreath disused aerodrome.


    از فرودگاه بلااستفاده پورترث گذشتیم.

  • The above-mentioned aerodromes are only two I have selected, but they could have been any of many in both countries.


    فرودگاه‌های ذکر شده در بالا تنها دو فرودگاه هستند که من انتخاب کرده‌ام، اما می‌توانستند یکی از تعداد زیادی در هر دو کشور باشند.

  • The main offerings of the Met service are TAFs for selected aerodromes and area forecasts.


    ارائه‌های اصلی سرویس Met TAF برای فرودگاه‌های منتخب و پیش‌بینی‌های منطقه است.

  • It seemed impossible that only a few hours before I had been happy in my cell at the aerodrome.


    غیرممکن به نظر می رسید که فقط چند ساعت قبل از آن در سلولم در فرودگاه خوشحال بودم.

  • All seemed normal and quiet at the aerodrome and the sun was beginning to set.


    در فرودگاه همه چیز عادی و ساکت به نظر می رسید و خورشید در حال غروب بود.

  • He watched as the lights of the aerodrome folded away into the distance.


    او نگاه می کرد که چراغ های فرودگاه تا دوردست جمع می شوند.

  • From its windows she could see for miles, across fields and trees to the aerodrome beyond.


    از پنجره‌هایش می‌توانست کیلومترها، میان مزارع و درختان تا فرودگاه را ببیند.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • airdrome


    فرودگاه

  • airfield


    باند هوایی

  • airstrip


    رشته


  • پایگاه هوایی


  • نوار فرود


  • زمین فرود

  • landing strip


    باند

  • landing field


    نوار برخاستن

  • runway


    نوار پرواز

  • takeoff strip


    نوار


  • ایستگاه هوایی


  • تاکسی راه


  • بندر هوایی

  • taxiway


    عرشه پرواز

  • air harbor


    میدان پرواز


  • فرود آمدن

  • flying field


    عرشه فرود

  • landing


    بندر

  • landing deck


    رشته هوانوردی


  • بالگرد

  • aviation field


    هلی فرودگاه

  • helipad


    دروم

  • heliport


    نصب و راه اندازی

  • drome


    آشیانه

  • installation


    آئرودوم

  • hangar


    بشقاب خانه

  • aerodome


    سکو


  • مسیر


  • جاده



antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

spectacles

لغت پیشنهادی

brunch

لغت پیشنهادی

raids