built-in
built-in - ساخته شده است
adjective - صفت
UK :
US :
تشکیل بخشی از چیزی که قابل جدا شدن از آن نیست
If a place or piece of equipment has built-in objects, they are permanently connected and cannot be easily removed
اگر مکانی یا قطعه ای از تجهیزات دارای اجسام داخلی باشد، به طور دائم به هم متصل هستند و به راحتی قابل جدا شدن نیستند
A built-in quality is an original part of something or someone and cannot be separated from it him or her
کیفیت داخلی بخشی اصلی از چیزی یا شخصی است و نمی توان آن را، او یا او را از آن جدا کرد
در چیزی در زمان ایجاد آن گنجانده شده است
شامل، ساخته یا طراحی شده به عنوان بخشی از چیزی
Her answers range from laminated boxes and wall-mounted baskets to built-in cabinets and architectural alterations.
پاسخ های او از جعبه های چند لایه و سبدهای دیواری گرفته تا کابینت های داخلی و تغییرات معماری متغیر است.
دوربین دارای فلاش داخلی است.
ضد خوردگی باید از همان ابتدا تعبیه شود.
Controlled by a hand-held remote with a small built-in keyboard, it would be used to browse the World Wide Web.
با کنترل از راه دور دستی با صفحه کلید داخلی کوچک، برای مرور وب جهانی استفاده می شود.
Not for them the £120,000 customised horse-boxes around them with built-in kitchens, television and sleeping accommodation.
جعبههای اسب سفارشی 120000 پوندی با آشپزخانههای داخلی، تلویزیون و محلهای خواب برای آنها نیست.
Their measurements are less than those of standard ovens, although built-in models are the same width as built-in conventional ovens.
اندازههای آنها کمتر از اجاقهای استاندارد است، اگرچه مدلهای توکار همان عرض فرهای توکار معمولی هستند.
Armoires دارای قفسه های کراوات داخلی بود. صندلیهای میز تا شده تا در یک واحد خانگی و اداری قرار بگیرند.
خوشبختانه او به عنوان یک پرستار، ضعفی درونی برای بیماران داشت که متعلق به همه پرستاران است.
هر دو اتاق خواب دارای کمد دیواری هستند.
دستگاه دارای میکروفون و اسپیکر داخلی است.
The system has a built-in resistance to change.
این سیستم دارای مقاومت داخلی در برابر تغییر است.
built-in storage
ذخیره سازی داخلی
همه اتاق ها دارای کمد/کمد داخلی هستند.
a built-in advantage/problem
یک مزیت/مشکل داخلی
قفسه های کتاب توکار دیوارهای کتابخانه را پوشانده بود.
با این نرم افزار، محافظ ها تعبیه شده اند.
اکثر لپ تاپ های جدید دارای وای فای داخلی هستند.
inherent
ذاتی
ضروری است
intrinsic
ضمنی
implicit
گنجانده شده است
incorporated
ریشه دار
ingrained
جدایی ناپذیر
inseparable
انتگرال
integral
ماندگار
immanent
بومی
طبیعی
پایه ای
مشروطه
سازنده
constitutive
حک شده است
deep-rooted
اساسی
engrained
سیم کشی شده
همخون
hardwired
ساخته شده است
inborn
مشمول
inbred
ریشه کردن
inbuilt
دائمی
included
نشات گرفتن
indigenous
ساخته شده
ingrain
افراطی
innate
مادرزادی
rooted
connatural
in-built
congenital
