apparition
apparition - ظهور
noun - اسم
UK :
US :
چیزی که تصور می کنید می توانید ببینید، به خصوص روح یک مرده
روح یک مرده که به شکلی دیده می شود
چیزی که به آن اعتقاد دارید، تصور می کنید، یا رویا می بینید. شکل یک شخص؛ روح
زنان گفتند که در کلیسا، کنار محراب، مظهری دیدند.
The terrorized novice promptly returned it claiming that he was being haunted by apparitions for his act.
تازه کار وحشت زده بی درنگ آن را پس داد و ادعا کرد که به خاطر عمل خود توسط اشیا تحت تعقیب قرار گرفته است.
او می خواست بدود، ضربه بزند، به این ظاهر شیطانی ضربه بزند.
a ghostly apparition
یک ظاهر شبح وار
او در ادامه بسیاری از داستانهای دیگر از این قبیل را بازگو میکند که عمدتاً مربوط به مظاهر در میدان مأموریت است.
همچنین داستانهایی منتشر شد مبنی بر اینکه او از مظاهر ماریان بهره مند بوده است.
ظاهر بی صدا در لابی دوید و از پنجره ناپدید شد.
جانی در خط جزر و مد ایستاده بود، یک ظاهر باکره از او التماس می کرد که بیرون بیاید.
Delia Sutherland did not need to go nearer to know who they were - apparitions of herself her father.
دلیا ساترلند نیازی به نزدیکتر شدن نداشت تا بداند آنها چه کسانی هستند - مظاهر خودش، پدرش.
روح
فانتوم
phantom
سایه
spectreUK
spectreUK
ترساندن
spook
wraith
wraith
خیال
phantasm
چشم انداز
بازدید کننده
visitant
پیشگام
revenant
توهم
بوداخ
hallucination
ابله
bodach
بوژی
bogey
chimaeraUK
bogie
chimeraUS
chimaeraUK
احمق
chimeraUS
ایدولون
duppy
خیال پردازی
eidolon
هت کردن
fantasm
خالی از سکنه
hant
متریال سازی انگلستان
haunt
تحقق ایالات متحده
materialisationUK
poltergeist
materializationUS
حضور
poltergeist
specterUS
جن
specterUS
آتوآ
sprite
کیهوا
atua
kehua