taper
taper - مخروطی
verb - فعل
UK :
US :
بتدریج به سمت یک انتها باریکتر شوند یا چیزی را در یک انتها باریکتر کنند
یک شمع بسیار نازک
یک تکه ریسمان پوشیده از موم که برای روشنایی لامپ، شمع و غیره استفاده می شود
به تدریج در یک انتها باریکتر شوند یا کاری را وادار به انجام این کار کنند
به تدریج مقدارش کم شود یا کاری را وادار به انجام این کار کند
to gradually reduce the amount of training that you do especially in the last stage of preparing for an important race or competition
برای کاهش تدریجی میزان تمرینی که انجام می دهید، به خصوص در آخرین مرحله از آمادگی برای یک مسابقه یا مسابقه مهم
a very thin candle or a very thin strip of wood used especially in the past for lighting candles, fires, etc.
شمع بسیار نازک یا نوار چوبی بسیار نازک که به ویژه در گذشته برای روشن کردن شمع، آتش و غیره استفاده می شد.
به تدریج باریک تر شود
The cue maker then carefully chooses and seasons the wood before tapering and sanding it down on a lathe.
سپس سازنده چوب را با دقت انتخاب کرده و مزه دار می کند، قبل از اینکه آن را باریک تر کند و آن را روی ماشین تراش کند.
همه باسنهای کوچک به نوعی خودنمایی میکردند و زیر آن، پاهای ماهیچهای کوچک و پاهای برهنه باریکتر.
Ideally, they should be trimmed to form an A-shape with the sides tapering in slightly towards the top.
در حالت ایدهآل، باید آنها را برش دهید تا به شکل A شکل بگیرند و دو طرف آن کمی به سمت بالا باریک شوند.
ستون فقرات انسان در پایه خود باریک می شود.
شاید این گسترش بتواند ادامه یابد و احتمالاً روزی به شکلی خوش خیم کاهش یابد.
با نزدیک شدن به انتخابات، خشونت سیاسی به میزان قابل توجهی کاهش یافت.
ضخامت دیوارها در پایه 7 فوت و در بالا تا 28 اینچ مخروطی است.
پیشانی دختر پهن بود و به چانه ظریفی می رسید.
برگها به رنگ سبز روشن و تا یک نقطه در نوک مخروطی هستند.
شش فوت قد، چهل ساله بود، صورت استخوانی بلندی داشت که تا فک نوک تیز مخروطی بود.
در شمال، عرض جزیره شش مایل است، اما در جنوب به دو مایل کاهش می یابد.
شلوار جین به سمت مچ پا خم می شود.
دم به نوک گرد مخروطی شده است.
برگها دراز هستند و در هر انتها به یک نقطه باریک می شوند.
گلدان ها در پایه پهن و در بالا مخروطی هستند.
غار به یک گذرگاه باریک کشیده شد.
در انتها ابروهای خود را کمی باریک کنید.
میز روی پاهای باریک و باریک نصب شده بود.
اعتبار مالیاتی جدید به تدریج برای افراد بالاتر کاهش می یابد.
برای جلوگیری از سندرم ترک مواد مخدر، کاهش مصرف دارو بسیار مهم است.
وقتی برای مسابقه باریک می شود، ضربان قلب ورزشکار باید ثابت تر باشد.
آنها در دو هفته آخر قبل از رویداد، تمرین را کاهش دادند.
مته در یک طرف مخروطی است.
رشد
افزایش دادن
swell
متورم شدن
thicken
غلیظ کردن
widen
گسترده شود
intensify
تشدید شود
گام بردارید
بالا بردن
boost
تقویت
escalate
تقویت کردن
augment
افزایش
increment
بزرگ کردن
amplify
تکثیر کردن
magnify
ترکیب
multiply
باد کردن
elevate
بلند کردن
compound
پیش رفتن
inflate
بالا
افزایش دهد
جک تا
heighten
بالا رفتن
پمپ کردن
علامت گذاری کنید
جغجغه دار کردن
jack up
دو برابر کردن
hike up
pump up
aggrandize
ratchet up
redouble
