taper

base info - اطلاعات اولیه

taper - مخروطی

verb - فعل

/ˈteɪpər/

UK :

/ˈteɪpə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [taper] در گوگل
description - توضیح

  • بتدریج به سمت یک انتها باریکتر شوند یا چیزی را در یک انتها باریکتر کنند

  • a very thin candle


    یک شمع بسیار نازک

  • a piece of string covered in wax, used for lighting lamps, candles etc


    یک تکه ریسمان پوشیده از موم که برای روشنایی لامپ، شمع و غیره استفاده می شود


  • به تدریج در یک انتها باریکتر شوند یا کاری را وادار به انجام این کار کنند


  • به تدریج مقدارش کم شود یا کاری را وادار به انجام این کار کند


  • برای کاهش تدریجی میزان تمرینی که انجام می دهید، به خصوص در آخرین مرحله از آمادگی برای یک مسابقه یا مسابقه مهم

  • a very thin candle or a very thin strip of wood used especially in the past for lighting candles, fires, etc.


    شمع بسیار نازک یا نوار چوبی بسیار نازک که به ویژه در گذشته برای روشن کردن شمع، آتش و غیره استفاده می شد.

  • to become gradually narrower


    به تدریج باریک تر شود

  • The cue maker then carefully chooses and seasons the wood before tapering and sanding it down on a lathe.


    سپس سازنده چوب را با دقت انتخاب کرده و مزه دار می کند، قبل از اینکه آن را باریک تر کند و آن را روی ماشین تراش کند.

  • All the small buttocks somehow showed and below that the small muscled legs and tapering bare feet.


    همه باسن‌های کوچک به نوعی خودنمایی می‌کردند و زیر آن، پاهای ماهیچه‌ای کوچک و پاهای برهنه باریک‌تر.

  • Ideally, they should be trimmed to form an A-shape with the sides tapering in slightly towards the top.


    در حالت ایده‌آل، باید آن‌ها را برش دهید تا به شکل A شکل بگیرند و دو طرف آن کمی به سمت بالا باریک شوند.

  • The human spine tapers off at its base.


    ستون فقرات انسان در پایه خود باریک می شود.


  • شاید این گسترش بتواند ادامه یابد و احتمالاً روزی به شکلی خوش خیم کاهش یابد.


  • با نزدیک شدن به انتخابات، خشونت سیاسی به میزان قابل توجهی کاهش یافت.

  • The walls are 7 feet thick at the base and taper to 28 inches at the top.


    ضخامت دیوارها در پایه 7 فوت و در بالا تا 28 اینچ مخروطی است.

  • The girl's forehead was broad tapering to a delicate chin.


    پیشانی دختر پهن بود و به چانه ظریفی می رسید.

  • The leaves are bright green and taper to a point at the tip.


    برگها به رنگ سبز روشن و تا یک نقطه در نوک مخروطی هستند.

  • Six feet tall he was in his forties, had a long bony face tapering to a pointed jaw.


    شش فوت قد، چهل ساله بود، صورت استخوانی بلندی داشت که تا فک نوک تیز مخروطی بود.

  • In the north the island is six miles across but it tapers to two in the south.


    در شمال، عرض جزیره شش مایل است، اما در جنوب به دو مایل کاهش می یابد.

  • The jeans taper towards the ankle.


    شلوار جین به سمت مچ پا خم می شود.

example - مثال
  • The tail tapered to a rounded tip.


    دم به نوک گرد مخروطی شده است.

  • The leaves are long tapering to a point at each end.


    برگها دراز هستند و در هر انتها به یک نقطه باریک می شوند.

  • The pots are wide at the base and tapered at the top.


    گلدان ها در پایه پهن و در بالا مخروطی هستند.

  • The cave tapered to a narrow passageway.


    غار به یک گذرگاه باریک کشیده شد.

  • Taper your brows slightly at the end.


    در انتها ابروهای خود را کمی باریک کنید.

  • The table was mounted on slender, tapering legs.


    میز روی پاهای باریک و باریک نصب شده بود.

  • The new tax credit will gradually taper for higher earners.


    اعتبار مالیاتی جدید به تدریج برای افراد بالاتر کاهش می یابد.

  • It is important to taper medication to prevent narcotic withdrawal syndrome.


    برای جلوگیری از سندرم ترک مواد مخدر، کاهش مصرف دارو بسیار مهم است.

  • When tapering for a race the athlete's heart rate should be steadier.


    وقتی برای مسابقه باریک می شود، ضربان قلب ورزشکار باید ثابت تر باشد.

  • They tapered the workout in the last two weeks before the event.


    آنها در دو هفته آخر قبل از رویداد، تمرین را کاهش دادند.

  • The drill bit is tapered on one end.


    مته در یک طرف مخروطی است.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

  • رشد


  • افزایش دادن

  • swell


    متورم شدن

  • thicken


    غلیظ کردن

  • widen


    گسترده شود

  • intensify


    تشدید شود


  • گام بردارید


  • بالا بردن

  • boost


    تقویت

  • escalate


    تقویت کردن

  • augment


    افزایش

  • increment


    بزرگ کردن

  • amplify


    تکثیر کردن

  • magnify


    ترکیب

  • multiply


    باد کردن

  • elevate


    بلند کردن

  • compound


    پیش رفتن

  • inflate


    بالا


  • افزایش دهد


  • جک تا

  • heighten


    بالا رفتن


  • پمپ کردن

  • up


    علامت گذاری کنید


  • جغجغه دار کردن

  • jack up


    دو برابر کردن

  • hike up


  • pump up



  • aggrandize


  • ratchet up


  • redouble


لغت پیشنهادی

baptizing

لغت پیشنهادی

adder

لغت پیشنهادی

crumbling