honey
honey - عسل
noun - اسم
UK :
US :
یک ماده چسبنده شیرین که توسط زنبورها تولید می شود و به عنوان غذا استفاده می شود
برای خطاب به کسی که دوستش دارید استفاده می شود
an attractive woman
یک زن جذاب
ماده ای شیرین، چسبنده و زرد رنگ که توسط زنبورها ساخته می شود و به عنوان غذا استفاده می شود
نامی که به کسی میگویید که دوستش دارید یا خیلی دوستش دارید
به عنوان یک روش محبت آمیز برای مخاطب قرار دادن یک شخص استفاده می شود
سینی با یک فنجان قهوه بخارپز و دو تکه ضخیم نان و عسل داشت.
کجا متولد شدی عزیزم؟
کره سیر، کره عسل و کره افرا مخلوطی از کره و مواد نام برده شده هستند.
زنبور سرگردان می شود، کمی عسل می خورد، خود را گرم می کند، سعی می کند نیش بزند و به لانه زمستانی می رود.
The wasp strays in eats a little honey warms itself tries to sting and travels out to some winter lair.
عزیزم قلم داری؟
ترپولوف ناخوداگاه با شرمندگی کیک عسلی نعناع فلفلی را گاز گرفت.
و اگر عسل نباشد، نبود آن مزه باعث می شود پو به این باور برسد که عسل نیست.
زنبورها چگونه عسل درست می کنند؟
یک شیشه عسل تولید محلی
برای جمع آوری عسل از کندو
آیا کلیدهای من را دیده ای عزیزم؟
او زمانی که بخواهد می تواند یک عسل واقعی باشد.
او رویای مهاجرت به کانادا - سرزمین شیر و عسل - را در سر می پروراند.
تنظیم عسل / عسل جاری
clover honey
عسل شبدر
سلام عزیزم من خونه ام
nectar
شهد
ambrosia
شربت
syrup
شیره
sap
دشمن
foe
نفرت
تند و سریع
jerk
ادم سفیه و احمق
idiot
ابله
imbecile
نینی
ninny
ساده لوح
simpleton
احمق
بلوک
blockhead
nincompoop
nincompoop
قلع و قمع کردن
dunce
الاغ
donkey
بی رحم
brute
پیش بینی کردن
dope
فرد احمق
foolish person
oaf
oaf
توئیت
fool
nitwit
twit
جمجمه بی حس
nitwit
dolt
numbskull
جکاسی
dolt
فضول
jackass
rascal