bloodstream
bloodstream - جریان خون
noun - اسم
UK :
US :
خونی که در بدن شما جریان دارد
جریان خون در اطراف بدن
جریان خون در بدن
همانطور که بوربن به جریان خونم سرازیر شد، شروع کردم به گرم کردن این مناسبت.
انرژی نور را از طریق ماهیچه هایم، جریان خونم دنبال می کنم و هر سلولی را بازسازی می کنم.
این می تواند تماس مستقیم بین جریان خون دو نفر باشد.
به سرعت در داخل قربانی پخش می شود و به زودی در جریان خون گردش می کند.
It is one of several hormones that hit peak levels in the bloodstream in early adulthood and then decline steadily.
این یکی از چندین هورمونی است که در اوایل بزرگسالی به اوج سطح در جریان خون می رسد و سپس به طور پیوسته کاهش می یابد.
The virus disappeared from their bloodstream, and their depressive symptoms diminished, Ludwig found.
لودویگ دریافت که ویروس از جریان خون آنها ناپدید شد و علائم افسردگی آنها کاهش یافت.
از آنجایی که داروها از طریق جریان خون در بدن شما گردش می کنند، بر تمام سلول های شما تأثیر می گذارند.
آنها دارو را مستقیماً به جریان خون او تزریق کردند.
گلبول های قرمز خون، اکسیژن را از طریق جریان خون منتقل می کنند.
این دارو به سرعت در جریان خون جذب می شود.
در جریان خون وی آثاری از مواد ممنوعه مشاهده شد.
اگر دارو به طور مستقیم به جریان خون تزریق شود، سریعتر عمل می کند.
بیشتر داروها از طریق جریان خون به بدن می رسند.
