ballyhoo
ballyhoo - بالیهو
noun - اسم
UK :
US :
هنگامی که در مورد چیزی هیجان یا عصبانیت زیادی وجود دارد - برای نشان دادن عدم تایید استفاده می شود
سر و صدا و فعالیت زیاد، اغلب بدون هدف واقعی
While Deion Sanders received most of the pre-game ballyhoo, his bookend Brown went about his business with little or no fanfare.
در حالی که دیون سندرز بیشتر بالیوهای قبل از بازی را دریافت کرد، براون کتاب او با هیاهوی کم یا بدون هیاهو به کار خود ادامه داد.
این ژست احتمالاً زمانی که در ماه آوریل به طور رسمی معرفی شود، توسط ژست های بسیار احاطه شده است.
بعد از همه بالیوها، فیلم یک شکست بود.
بسیاری از برنامه های بالیهو بر روی نمایش موفق جدید شبکه متمرکز بود.
من به خوبی می دانم که نهنگ فکر می کند که این بالیهو یک دسته، خوب، بلبل است.
commotion
هیاهو
uproar
آشوب
fuss
سر و صدا
furoreUK
furoreUK
tumult
غوغا
hubbub
کله پاچه
hullabaloo
هولابالو
rumpus
دمپوس
disturbance
اختلال
turmoil
آشفتگی
pandemonium
ado
ado
کرففل
ruckus
هم بزنید
kerfuffle
پارگی
زحمت
ruction
ردیف
furorUS
هوپلو
furorUS
شلوغی
hoopla
تق تق
bustle
غوغا کردن
clatter
pother
bluster
طوفان
pother
ناله
چرخیدن
blather
غوطه ور شدن
whirl
مولکول
welter
بمب گذاری
moil
براق
bobbery
shindy
calm
آرام
توافق
harmony
هارمونی
سفارش
organisationUK
سازمان انگلستان
organizationUS
سازمان ایالات متحده
صلح
ساکت
سکوت
سیستم
calmness
آرامش
tranquilityUS
آرامش ایالات متحده
tranquillityUK
آرامش انگلستان
stillness
سکون
peacefulness
ساکت کردن
serenity
شادی
hush
آرام گرفتن
quietude
باقی مانده
happiness
لذت
repose
سهولت
quietness
خونسردی
عدم فعالیت
کمک
کندی
composure
inactivity
equanimity
relaxation
slowness
