adoration
adoration - پرستش
noun - اسم
UK :
US :
عشق و تحسین بزرگ
نشان دادن عشق و احترام فراوان به خداوند
عشق یا عبادت بسیار قوی برای کسی
But both confess that they originally learned to play guitar and did so from an adolescent adoration of Western pop music.
اما هر دو اعتراف میکنند که در اصل نواختن گیتار را آموختهاند و این کار را از تحسین نوجوانان موسیقی پاپ غربی آموختهاند.
Is it the thought of prizes, a tenured teaching position the long-shot of commercial success and critical adoration?
آیا این فکر به جوایز، موقعیت معلمی مستمر، موفقیت تجاری و ستایش انتقادی است؟
He is said to have shown his adoration for her by kissing her holy manuscripts and having them richly bound for her.
گفته میشود که او با بوسیدن دست نوشتههای مقدس او و بستن آنها برای او پرستش خود را نشان داده است.
در ستایش، چیزی که ما می بینیم به اندازه تو تنهاست، مثل من.
او با ستایش آشکار به جولیا نگاه کرد.
ولچانوس همیشه تابع الهه بود و همیشه در نگرش های پرستش نشان می داد.
جوآنا به او نگاه کرده بود و در چشمان یاقوت کبود درخشانش ستایش می کرد.
او پیش از این هرگز چنین ستایشی را در چهره ای ندیده بود و همه اینها متوجه او بود.
Morales, who came to Poteet High School when it opened in 1990, was greeted with adoration from the students.
مورالس که در سال 1990 به دبیرستان Poteet آمد، مورد استقبال دانش آموزان قرار گرفت.
با ستایش خالص به او خیره شد.
این نقاشی تعزیه مسیح شیرخوار نام دارد.
ستایش کامل او از برادرش
این نقاشی سه مرد حکیم را به تصویر می کشد که به احترام عیسی کودک زانو زده اند.
عشق
devotion
تعلق خاطر
affection
محبت
fondness
علاقه
attachment
پیوست
اهميت دادن
infatuation
شیفتگی
crush
خرد کردن
شور
hankering
اشتیاق
warmth
گرما
amore
عاشقانه
ardourUK
ardourUK
ardorUS
ardorUS
pash
پاش
درخشیدن
weakness
ضعف
yen
ین
عشق شدید
puppy love
عشق توله سگ
reverence
احترام
worship
عبادت
devoutness
دینداری
devotedness
فداکاری
deference
معنویت
dedication
از خود گذشتگی
spirituality
غیرت
devotement
وفاداری
enthusiasm
zeal
fidelity
abhorrence
بیزاری
condemnation
محکوم کردن
debasement
تحقیر
denunciation
نفرت
detestation
دوست نداشتن
disdain
بی توجهی
dislike
بی احترامی
disregard
حقارت
disrespect
بی تفاوتی
انتقاد
hatred
بی ناموسی آمریکا
humiliation
dishonourUK
indifference
رد
نارضایتی آمریکا
dishonorUS
نارضایتی انگلستان
dishonourUK
تمسخر
contempt
بی وفایی
disapproval
خیانت
censure
عدم ثبات
disfavorUS
خصومت
disfavourUK
دشمنی
scorn
بی صداقتی
disloyalty
خنکی
treachery
inconstancy
animosity
enmity
disesteem
disparagement
dishonesty
coolness
