breathes

base info - اطلاعات اولیه

breathes - نفس می کشد

N/A - N/A

briːð

UK :

briːð

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathes] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • It's so airless in here - I can hardly breathe.


    اینجا خیلی بی هواست - به سختی می توانم نفس بکشم.


  • مربی به ما گفت که نفس عمیق بکشیم و سپس به آرامی نفس بکشیم.

  • I'm sorry if I'm breathing (= blowing out air containing) garlic fumes all over you!


    متاسفم اگر دارم نفس می کشم (= هوای حاوی دود سیر را در سراسر شما بیرون می دهم!

  • Here they come he breathed.


    نفس کشید: «اینجا آمدند.

  • He was so choked up with emotion that it was hard to breathe.


    او آنقدر از احساسات خفه شده بود که به سختی نفس می کشید.


  • خیلی خوب بود که دوباره بیرون بودم و هوای تازه را تنفس کردم.

synonyms - مترادف
  • is


    است

  • exists


    وجود دارد

  • lives


    زندگی می کند

  • survives


    زنده می ماند

  • subsists


    می ایستد

  • stands


    زندگی دارد

  • has existence


    نفس می کشد

  • has life


    بودن دارد

  • draws breath


    نفس دارد

  • has being


    هستند

  • has breath


    حرکت می کند

  • are


    تحمل می کند

  • moves


    طول می کشد

  • endures


    می گذرد

  • lasts


    کنار می آید

  • gets by


    آن را می سازد

  • gets along


    بدست می آورد

  • makes it


    به وجود خود ادامه می دهد

  • remains alive


    غالب می شود

  • obtains


    اصرار

  • continues in existence


    باقی

  • prevails


    روی زمین راه می رود

  • persists


    مدیریت می کند

  • remains


    مقابله می کند

  • walks the earth


    بستگی دارد

  • manages


    کرایه ها

  • copes


    ادامه دارد

  • stays alive


  • depends


  • fares


  • continues


antonyms - متضاد
  • hides


    پنهان می کند

  • secrets


    اسرار

لغت پیشنهادی

purified

لغت پیشنهادی

sequence

لغت پیشنهادی

faster