breathes
breathes - نفس می کشد
N/A - N/A
UK :
US :
برای انتقال هوا به داخل و خارج از ریه ها
برای گفتن چیزی بسیار آرام
If you allow wine to breathe you open the bottle for a short time before you drink from it in order to improve the wine's flavour.
اگر اجازه دهید شراب نفس بکشد، برای بهبود طعم شراب، بطری را برای مدت کوتاهی قبل از نوشیدن از آن باز می کنید.
تا هوا را وارد ریه ها کند و دوباره آن را خارج کند
اینجا خیلی بی هواست - به سختی می توانم نفس بکشم.
مربی به ما گفت که نفس عمیق بکشیم و سپس به آرامی نفس بکشیم.
متاسفم اگر دارم نفس می کشم (= هوای حاوی دود سیر را در سراسر شما بیرون می دهم!
نفس کشید: «اینجا آمدند.
او آنقدر از احساسات خفه شده بود که به سختی نفس می کشید.
خیلی خوب بود که دوباره بیرون بودم و هوای تازه را تنفس کردم.
is
است
exists
وجود دارد
lives
زندگی می کند
survives
زنده می ماند
subsists
می ایستد
stands
زندگی دارد
has existence
نفس می کشد
has life
بودن دارد
draws breath
نفس دارد
has being
هستند
has breath
حرکت می کند
are
تحمل می کند
moves
طول می کشد
endures
می گذرد
lasts
کنار می آید
gets by
آن را می سازد
gets along
بدست می آورد
makes it
به وجود خود ادامه می دهد
remains alive
غالب می شود
obtains
اصرار
باقی
prevails
روی زمین راه می رود
persists
مدیریت می کند
remains
مقابله می کند
بستگی دارد
manages
کرایه ها
copes
ادامه دارد
stays alive
depends
fares
continues
hides
پنهان می کند
secrets
اسرار
