aircrew

base info - اطلاعات اولیه

aircrew - خدمه هواپیما

noun - اسم

/ˈerkruː/

UK :

/ˈeəkruː/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [aircrew] در گوگل
description - توضیح

  • خلبان و افرادی که مسئول پرواز با هواپیما هستند


  • همه افرادی، از جمله خلبان، که در هواپیما برای پرواز یا مراقبت از مسافران کار می کنند


  • افرادی که در هواپیما کار می کنند، چه برای پرواز با آن و چه برای مراقبت از مسافران

  • From now on all aircrew went through either a full conversion course or a short refresher course.


    از این پس همه خدمه هواپیما یا یک دوره تبدیل کامل یا یک دوره تکمیلی کوتاه را سپری کردند.

  • This unsettled all aircrew before they even started training at the Operational Training Unit.


    این امر همه خدمه هواپیما را حتی قبل از شروع آموزش در واحد آموزش عملیاتی ناآرام کرد.

  • There were in all six of an aircrew, plus an army dispatcher.


    در هر شش نفر یک خدمه هوایی به اضافه یک اعزام کننده ارتش وجود داشت.

  • Many would-be Aurigny aircrew, some very experienced indeed have come tried, failed and gone their way.


    بسیاری از خدمه هوایی Aurigny، برخی از آنها واقعاً با تجربه، آمده اند، تلاش کرده اند، شکست خورده اند و راه خود را رفته اند.

  • No aircrew ever thought Berlin was an easy op.


    هیچ خدمه هوایی هرگز فکر نمی کرد برلین یک عملیات آسان است.

  • At the new airline's operational headquarters - a small warehouse at Lowfield Heath, near Gatwick - recruitment of aircrews began.


    در مقر عملیاتی خطوط هوایی جدید - یک انبار کوچک در Lowfield Heath، در نزدیکی Gatwick - استخدام خدمه هواپیما آغاز شد.

  • At last darkness arrived and with it respite for the Fleet and convoy, and welcomed rest for the aircrews.


    سرانجام تاریکی فرا رسید و همراه با آن مهلتی برای ناوگان و کاروان و پذیرایی از استراحت برای خدمه هواپیما.

  • I must admit I missed seeing the aircrew boys around.


    باید اعتراف کنم دلم برای دیدن پسران خدمه هواپیما در اطراف تنگ شده بود.

example - مثال
  • RAF aircrew training


    آموزش خدمه هوایی RAF

  • Not all the aircrew who flew that night returned.


    همه خدمه هوایی که آن شب پرواز کردند، برنگشتند.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

disseminate

لغت پیشنهادی

accomplish

لغت پیشنهادی

statisticians