alkaline

base info - اطلاعات اولیه

alkaline - قلیایی

adjective - صفت

/ˈælkəlaɪn/

UK :

/ˈælkəlaɪn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [alkaline] در گوگل
description - توضیح
  • containing an alkali


    حاوی یک قلیایی

  • having an effect or chemical behaviour opposite to an acid


    داشتن اثر یا رفتار شیمیایی مخالف اسید

  • Ordinary soaps and cheap facial preparations are alkaline and in some people can lead to dry flaky skin.


    صابون های معمولی و محصولات ارزان قیمت صورت قلیایی هستند و در برخی افراد می توانند منجر به خشکی و پوسته پوسته شدن پوست شوند.

  • The calcareous clays, such as East Anglian boulder clay, are alkaline and therefore will not suit azaleas or rhododendrons.


    خاک رس های آهکی، مانند خاک رس بولدر آنگلیای شرقی، قلیایی هستند و بنابراین مناسب آزالیا یا رودودندرون نیستند.

  • The ecological setting was similar to that of today except for an alkaline lake which has long since evaporated.


    محیط زیست محیطی شبیه به امروز بود، به جز یک دریاچه قلیایی که مدت هاست تبخیر شده است.

  • Bound antibodies were detected with an alkaline phosphatase conjugate by standard methods.


    آنتی بادی های متصل با کونژوگه آلکالن فسفاتاز با روش های استاندارد شناسایی شدند.

  • The sites of bound alkaline phosphatase were then shown as above.


    سپس مکان های آلکالین فسفاتاز متصل به شکل بالا نشان داده شد.

  • Hydrolases are enzymes that split molecules with the addition of water for example amylase, lipase, and alkaline phosphatase.


    هیدرولازها آنزیم هایی هستند که با افزودن آب، مولکول ها را تقسیم می کنند، به عنوان مثال، آمیلاز، لیپاز و آلکالین فسفاتاز.

  • The Jaffe reaction employs the use of an alkaline picrate solution that reacts with creatinine to form a bright orange-red complex.


    واکنش Jaffe از محلول پیکرات قلیایی استفاده می کند که با کراتینین واکنش می دهد و یک کمپلکس نارنجی-قرمز روشن ایجاد می کند.

  • Owing to its high alkaline requirement it should only be grown with those plants with the same preference.


    به دلیل نیاز به قلیایی بالا، آن را فقط باید با گیاهانی با همان ترجیح کشت کرد.

example - مثال
  • alkaline soil


    خاک قلیایی

  • Some plants will not grow in very alkaline soils.


    برخی از گیاهان در خاک های خیلی قلیایی رشد نمی کنند.

  • Ocean water today is somewhat alkaline.


    آب اقیانوس ها امروزه تا حدودی قلیایی است.

synonyms - مترادف

  • پایه ای

  • chalky


    گچی

  • limy


    آهکی

  • salty


    شور

  • soluble


    محلول

  • acrid


    بوی بسیار ناخوشایند

  • alkalescent


    قلیایی

  • alkali


    ضد انعقاد

  • antacid


    تلخ

  • bitter


    سوزاننده

  • caustic


    PH بالا

  • high pH


    خنثی کردن انگلستان

  • neutralisingUK


    خنثی کردن ایالات متحده

  • neutralizingUS


antonyms - متضاد

  • اسید

  • acidic


    اسیدی

  • acidulous


    استیک

  • acetic


    سوزاننده

  • caustic


    ترش

  • sour


    تلخ

  • bitter


    بوی بسیار ناخوشایند

  • acrid


    سوزاندن

  • scalding


    تیز


  • خورنده

  • corrosive


    تند

  • pungent


    تارت

  • tart


    ترش کردن

  • tartish


    قرمز

  • acerbic


    acerb

  • acerb


    اسیدی شده

  • sourish


  • acidulated


لغت پیشنهادی

distillate

لغت پیشنهادی

liberal

لغت پیشنهادی

bungalow