anemic
anemic - کم خونی
adjective - صفت
UK :
US :
املای معمول آمریکایی کم خونی
املای ایالات متحده از کم خونی
داشتن گلبول های قرمز بسیار کم که باعث کمبود انرژی می شود
افراد زیر این معیارها کم خون در نظر گرفته می شوند.
و با وجود کمخونی جریان نقدینگی و بدهی بالا، شرکت در تلاش است تا هزینهها را کاهش دهد.
اما آنها یک دسته کم خون بودند.
The 125-year-old chain filed for Chapter 11 protections from creditors in July after years of anemic earnings and dwindling sales.
این زنجیره 125 ساله پس از سال ها درآمد کم خون و کاهش فروش، در ماه ژوئیه درخواست حمایت های فصل 11 از طلبکاران را ارائه کرد.
It was an anemic performance from a usually intelligent actor.
این یک اجرای کم خون از یک بازیگر معمولاً باهوش بود.
Kodak felt the effects of the anemic retail environment in December, the worst holiday shopping season since the 1991 recession.
کداک اثرات محیط کم خون خرده فروشی را در دسامبر احساس کرد، بدترین فصل خرید تعطیلات از زمان رکود اقتصادی سال 1991.
Those results are particularly anemic when compared to the quality and productivity improvements which the most savvy practitioners prove are possible.
این نتایج در مقایسه با بهبود کیفیت و بهرهوری که باهوشترین پزشکان ثابت میکنند ممکن است، کمخون هستند.
اکسیژن کمتر می تواند کم خون باشد، در حالی که اکسیژن بیشتر بسیار قابل اشتعال است.
رنگ پریده
listless
بی حال
pallid
مریض
sickly
خاکستر
ashen
آنها
wan
بی خون
bloodless
بی رنگ آمریکا
colorlessUS
بی رنگ انگلستان
colourlessUK
از هوش رفتن
faint
آبکی
watery
خمیری
pasty
سفید
anemicUK
anaemicUK
واکس زدن
waxen
گوسفند
sallow
باعث شد
etiolated
خاکستری
ashy
اوج
peaky
گچی
chalky
مرگ مانند
deathlike
greyUK
greyUK
خاکستری ایالات متحده
grayUS
بلانچ شده
blanched
صورت خمیری
pasty-faced
تخلیه شده
drained
شسته شده
washed out
سفید شده
bleached
شبح وار
ghostly
سفید گچی
chalk-white
صورت آب پنیر
whey-faced
سالم
مناسب
قوی
خوب
مقاوم
hardy
هاله
vigorous
دلچسب
hale
زنده
hearty
طبیعی
lively
کل
صدا
چاق و چله
قدرتمند
توانمند
stout
خیلی خوب
robust
از لحاظ فیزیکی متناسب بودن
able-bodied
به خوبی شرطی شده
سرشار از زندگی
هولناک و دلچسب
well-conditioned
در حالت خوب
در سلامتی خوب
hale and hearty
در کیتر خوب
در شرایط بدنی خوب
در فرم بدنی خوب
در شکل خوب
در تریم خوب
در سلامتی بی ادب
به رنگ صورتی
