apace
apace - به سرعت
adverb - قید
UK :
US :
happening quickly
به سرعت اتفاق می افتد
به سرعت
Be that as it may the North East had organized capital organized labour and until 1920 was growing apace.
به هر حال، شمال شرق دارای سرمایه سازمان یافته، کار سازماندهی شده بود و تا سال 1920 به سرعت در حال رشد بود.
کار مردان پشت بام و مردان درختی با سرعت پیش می رفت.
در نتیجه، جریان های نقدی شرکت ها به سرعت در حال گسترش بوده و حاشیه سود بهبود یافته است.
Electrification continued apace during the decade with the major investment on the East Coast main line and in East Anglia.
برق رسانی در طول دهه با سرمایه گذاری عمده در خط اصلی ساحل شرقی و شرق آنگلیا به سرعت ادامه یافت.
سرش را تکان داد و با سرعت ادامه داد و به من گفت که چگونه الکل ننوشم و چربی نخورم.
سریع
به سرعت
به طور سریع
swiftly
با عجله
speedily
عجولانه
hastily
قدیم
posthaste
ناوگان
briskly
پرستو
به زودی
pronto
داغ
fleetly
پس از عجله
snappily
شکافته
presto
در شیب کامل
swift
با سرعت تمام
دو برابر سریع
expeditiously
ریز ریز کردن
شیب کامل
post-haste
جهنمی برای چرم
lickety-split
با سرعت پیچ و تاب
با نرخ گره
یک مایل در دقیقه
double-quick
در گاز کامل
chop-chop
مثل یک شلیک
full tilt
hell-for-leather
به آرامی
آهسته. تدریجی
laggardly
با تاخیر
ploddingly
به طرز فجیعی
tardily
به تدریج
کند
sluggishly
با فراغت
leisurely
بی حال
languidly
بدون عجله
unhurriedly
با سرعت حلزون
با سرعت کم
با سرعتی آرام
به عمد
deliberately
به طور اتفاقی
casually
به طور پیوسته
با آرامش
steadily
اینچ آرد
calmly
تنبلی
inchmeal
بی تعارف
lazily
در اوقات فراغت خود
nonchalantly
وقت گرفتن
روشمند
without hurrying
معطل
با توقف
methodically
به طرز عجیبی
lingeringly
مطالعه شده
haltingly
pokily
studiedly
listlessly
lethargically