at-home
at-home - در خانه
adjective - صفت
UK :
US :
اگر یک تیم ورزشی در خانه بازی می کند، در زمین ورزشی خود بازی می کند
برای توصیف افرادی که در خانه کار می کنند یا مشاغلی که از خانه اداره می شوند استفاده می شود
بریستول سیتی دو گل دیرهنگام دریافت کرد و در خانه 2-0 مقابل کوزنزا شکست خورد.
Oxygen and specialized breathing equipment are delivered at home to patients with asthma, emphysema, sleep apnea and other breathing disorders.
اکسیژن و تجهیزات تنفسی تخصصی در خانه به بیماران مبتلا به آسم، آمفیزم، آپنه خواب و سایر اختلالات تنفسی تحویل داده می شود.
ولزپول مسابقات خود را در خانه به موچ ونلاک کامل کرد.
نوجوانان در خانه هالیفاکس در لیگ متوسط شمالی.
But the situation might have changed dramatically Thursday night with Arizona losing at home to Stanford.
اما وضعیت ممکن است به طرز چشمگیری تغییر کند و آریزونا در خانه مقابل استنفورد شکست خورد.
او برای ناهار به بیرون نگاه کرد - آقای و خانم سانیتی به وضوح در خانه تماسگیرندگان نبودند.
من در خانه می ماندم تا آنها را بزرگ کنم و با خوشبختی زندگی کنم.
an at-home job
یک کار در خانه
at-home dads
پدران در خانه
at-home businesses/jobs/employees
مشاغل خانگی / مشاغل / کارمندان
مهمانی - جشن
reception
پذیرایی
soirée
مهمانی
تابع
جشن
gathering
جمع آوری
festivity
اجتماعی
با هم بودن
get-together
مجلس رقص
shindig
انجام دادن
ضربه شدید
bash
چرخ و فلک
fete
جابجایی
carousal
فوران
jamboree
توپ
blowout
تجدید دیدار
لوبیا
reunion
گردهمایی اجتماعی
beano
کوبیدن پی در پی
social gathering
براق
thrash
جشن باقلا
shindy
شادی آور
beanfeast
بند جنگ
jolly
رویداد اجتماعی
bunfight
مناسبت اجتماعی
عملکرد اجتماعی
زانو به بالا
شادی کردن
knees-up
carouse
frolic
uncomfortable
ناراحت
مریض آسوده
uneasy
ناآرام
awkward
بی دست و پا - به شکلی نامناسب
روی لبه
self-conscious
خودآگاه
shy
خجالتی
anxious
مشتاق
edgy
عصبی
tense
زمان فعل
gauche
گچ
embarrassed
خجالت زده
unnatural
غیر طبیعی
unsure
نامطمئن
nervy
بی قرار
bashful
مشکل دار
restless
نگران
مهار شده است
troubled
مردد، دودل
unsettled
تحت فشار قرار گرفته است
تزلزل
inhibited
خارج از محل
hesitant
در تنتر هوک ها
strained
مضطرب
faltering
بی آرامش
on tenterhooks
restive
disquieted
discomfited
unrelaxed