blockage
blockage - انسداد
noun - اسم
UK :
US :
چیزی که حرکت را در یک مکان باریک متوقف می کند
حالت مسدود شدن یا جلوگیری از آن
something that stops something else passing through or the act of stopping something passing through
چیزی که جلوی عبور چیزی را می گیرد یا مانع عبور چیزی می شود
این مشکل همچنین می تواند ناشی از انسداد در لوله های در حال گردش باشد که مجدداً توسط لجن ایجاد می شود.
او سعی می کند صحبت کند اما فعلاً انسداد وجود دارد.
آنها اغلب بیشتر یک انسداد برای ارتباط هستند تا یک کانال.
The healing process involves correcting imbalances and freeing blockages, thus restoring a proper energy flow through the body.
فرآیند بهبودی شامل اصلاح عدم تعادل و رهایی از انسدادها، در نتیجه بازیابی جریان مناسب انرژی در بدن است.
من فقط یک انسداد ذهنی کامل داشتم.
Pipes and drains which are blocked are not accidentally damaged and the cost of clearing the blockage is not covered.
لوله ها و زهکش هایی که مسدود شده اند به طور تصادفی آسیب نمی بینند و هزینه رفع گرفتگی پوشش داده نمی شود.
مسدود کردن
clog
گرفتگی
stoppage
توقف
obstruction
انسداد
مانع
barricade
سد
blockade
محاصره
occlusion
متوقف کردن
stopping up
ساقه
blocking
لخته خون
stopping
بسته
stemming
تراکم، شلوغی
clot
انقباض
closure
قطع کردن
congestion
برش دادن
obstructing
خاموش شدن
constriction
آب بندی
cutting off
بسته شدن
blocking off
مبهم کردن
blocking out
قفل هوا
cutting out
shutting off
impediment
sealing
closing
obstacle
obscuring
airlock
blocking up
closing up
closing off
سود
مزیت - فایده - سود - منفعت
کمک
معاونت
encouragement
تشویق
تسکین
حمایت کردن
allowance
کمک هزینه
blessing
برکت
boon
ببخشید
clearance
ترخیص کالا از گمرک
facilitation
تسهیل
آزادی
furtherance
پیشبرد
رهایی
liberation
افتتاح
کمال
perfection
اجازه
استحکام - قدرت
ترویج
promotion
شروع کنید
ادامه
continuation
برو
سهولت
شروع
صلح
تقویت
boost
پیشرفت
نسخه
دارایی
